فروشگاه نوین داک

فروشگاه نوین داک

فروش تحقیق ، پروژه ، مقاله ، پاورپوینت
فروشگاه نوین داک

فروشگاه نوین داک

فروش تحقیق ، پروژه ، مقاله ، پاورپوینت

پاورپوینت استفاده از هوش عاطفی در محیط کار

دانلود پاورپوینت با موضوع استفاده از هوش عاطفی در محیط کار، در قالب ppt و در 29 اسلاید، قابل ویرایش، شامل هوش عاطفی چیست، فرآیند عاطفی و هوش عاطفی، چرا هوش عاطفی مهم است، علل بیشتر برای اهمیت هوش عاطفی، مقایسه IQ و EQ، چرا افراد باهوش شکست می خورند، تاثیر هوش عاطفی بر کودکان، مراحل هوش عاطفی، 25 توانائی هوش عاطفی که در 5 دسته طبقه بندی می شود
دسته بندی مدیریت
بازدید ها 4
فرمت فایل ppt
حجم فایل 1015 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29
پاورپوینت استفاده از هوش عاطفی در محیط کار

فروشنده فایل

کد کاربری 19
کاربر

دانلود پاورپوینت با موضوع استفاده از هوش عاطفی در محیط کار، در قالب ppt و در 29 اسلاید، قابل ویرایش، شامل:

هوش عاطفی چیست؟

فرآیند عاطفی و هوش عاطفی
چرا هوش عاطفی مهم است؟

علل بیشتر برای اهمیت هوش عاطفی

مقایسه IQ و EQ

چرا افراد باهوش شکست می خورند؟

تاثیر هوش عاطفی بر کودکان

مراحل هوش عاطفی

25 توانائی هوش عاطفی که در 5 دسته طبقه بندی می شود:

آگاهی فردی

مدیریت فردی

ایجاد انگیزه

همدلی

مهارتهای اجتماعی

قسمتی از متن:

هوش عاطفی چیست؟

این قابلیت که بتوانیم عواطف خود و دیگران را تمیز دهیم و از آن در جهت ایجاد انگیزه برای خودمان و دیگران استفاده کنیم و توانائی مدیریت مناسب عواطفمان را در درونمان و در ارتباط با دیگران داشته باشیم.

به طور خلاصه:

خود را بشناسیم

خود را کنترل کنیم

دیگران را بشناسیم

دیگران را کنترل کنیم.

توضیحات:

این فایل شامل پاورپوینتی با موضوع" استفاده از هوش عاطفی در محیط کار" می باشد که در حجم 29 اسلاید، همراه با توضیحات کامل تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی مورد استفاده قرار گیرد.

پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و در تهیه آن، کلیه اصول و علائم نگارشی و چیدمان جمله بندی رعایت شده و به راحتی و به دلخواه می توان قالب آن را تغییر داد.


پاورپوینت اخلاق حرفه ای، اصول و ویژگیهای آن

دانلود پاورپوینت با موضوع اخلاق حرفه ای، اصول و ویژگیهای آن، در قالب ppt و در 58 اسلاید، قابل ویرایش، شامل اخلاق سازمانی، موضوعی کهن ، مسئله تازه، ظهور انقلاب گونه اخلاق در کنار سازمان، چهار اصل راهبردی مسئولیتهای اخلاقی بنگاه، فرآیند دست یابی سازمان به موفقیت، گونه های مسئولیت های اخلاقی، اخلاق حرفه ای به منزله دانش، توقعات مدیران از علم اخلاق حر
دسته بندی مدیریت
بازدید ها 1
فرمت فایل ppt
حجم فایل 577 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 58
پاورپوینت اخلاق حرفه ای، اصول و ویژگیهای آن

فروشنده فایل

کد کاربری 19
کاربر

دانلود پاورپوینت با موضوع اخلاق حرفه ای، اصول و ویژگیهای آن، در قالب ppt و در 58 اسلاید، قابل ویرایش، شامل:

اخلاق سازمانی، موضوعی کهن ، مسئله تازه

ظهور انقلاب گونه اخلاق در کنار سازمان

چهار اصل راهبردی مسئولیتهای اخلاقی بنگاه

فرآیند دست یابی سازمان به موفقیت

گونه های مسئولیت های اخلاقی

اخلاق حرفه ای به منزله دانش

توقعات مدیران از علم اخلاق حرفه ای

هشت ضلع علم اخلاق حرفه ای

معنای مسئولیت های اخلاقی سازمان

اخلاق حرفه ای

سطوح موفقیت ویل به توفیق آرمانی همگانی در اثر مسئولیت پذیری اخلاقی

مسئولیت پذیری و سطوح اخلاقی
ابزارهای نمایش وجوه اخلاقی سازمان

آداب نامه(code of ethics)

آئین نامه(regulation)

منشور(charter)

نمونه هائی از آداب نامه های حرفه ای

ویژگیهای منشور اخلاقی

شرایط کارآمدی منشور اخلاقی

ویژگیهای منشور اخلاقی

دستور نامه یا گامهای تدوین منشور اخلاقی

نقش پای بندی تخلف ناپذیر بنگاه به منشور اخلاقی در موفقیت بنگاه

وظایف اخلاقی هیات مدیره

ساختار و ویژگیهای مسائل اخلاقی

پرسش های اساسی در شناسائی دشواریهای اخلاقی سازمان

ویژگیهای مسائل اخلاقی در حرفه و کسب و کار

موانع مواجهه با معضلات اخلاقی بنگاه

حل اثربخش مسائل اخلاقی بنگاه

تعارضات اخلاقی (Ethical Paradox)

نحوه برخورد با بلاتکلیفی اخلاقی

رفع بلاتکلیفی

بلاتکلیفی اخلاقی به مثابه فراگیرترین مسئله اخلاقی بنگاه

گونه های بلاتکلیفی اخلاقی

حل بلاتکلیفی در ارزش داوری

حل بلاتکلیفی در تعارضات اخلاقی

حل بلاتکلیفی در مرز بندی امور

ارکان ترویج اخلاق در بنگاه

نظامهای اخلاقی در کسب وکار

اهداف و اصول راهبردی اخلاق در حرفه

موانع ترویج اخلاق در سازمان

عوامل نهادینه سازی اخلاق حرفه ای در سازمان

نظریه رشد اخلاقی کولبرگ(1950)

مراحل پنج گانه تحول اخلاقی سازمان

فرآیند تحول وجودی در مدل کی یر که گارد

پنج گام اساسی تدوین منشور اخلاقی

گامهایی که در بحرانی ترین شرایط برای موفقیت سازمان میتوان برداشت

قسمتی از متن:

توقعات مدیران از علم اخلاق حرفه ای:

  1. ارائه شاخص های اخلاقی.
  2. ترسیم جدول فضائل و رذائل اخلاق.
  3. حل تعارضات اخلاقی.
  4. تحلیل مسائل عینی،موردی و مبتلا به حوزه اخلاق.
  5. تبیین معضلات اخلاقی در حوزه فعالیت های حرفه ای.
  6. توجه به زمینه های پیشگیری پیش از درمان.
  7. ارائه فرآیند تغییر و تصحیح رفتار.
  8. تهذیب نفس و تعالی شخصیت.
  9. ارائه الگوهای اخلاقی.

توضیحات:

این فایل شامل پاورپوینتی با موضوع" اخلاق حرفه ای، اصول و ویژگیهای آن" می باشد که در حجم 58 اسلاید، همراه با توضیحات کامل تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی مورد استفاده قرار گیرد.

پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و در تهیه آن، کلیه اصول و علائم نگارشی و چیدمان جمله بندی رعایت شده و به راحتی و به دلخواه می توان قالب آن را تغییر داد.


طرح لایه باز برچسب حلوا گردویی مخصوص قالب دار (psd)

برچسب حلوا گردویی برچسب حلوا گردویی مخصوص psd برچسب حلوا طرح لایه باز برچسب حلوا گردویی لایه باز برچسب حلوا برچسب حلوا
دسته بندی فایل های لایه باز و PSD
بازدید ها 6
فرمت فایل zip
حجم فایل 3362 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 1
طرح لایه باز برچسب حلوا گردویی مخصوص قالب دار (psd)

فروشنده فایل

کد کاربری 19487
کاربر

طرح لایه باز برچسب حلوا گردویی مخصوص قالب دار (psd)

توضیحات :

طرح لایه باز برچسب حلوا گردویی مخصوص قالب دار، قابل تغییر با فتوشاپ ، 100 درصد لایه باز

مشخصات فایل :

cmyk

رزولیشن 300

لایه باز و قابل تغییر و ویرایش

فرمت فایل psd


طرح لایه باز ارده ممتاز مخصوص psd

طرح لایه باز ارده ممتاز لایه باز ارده کنجد لیبل ارده طرح ارده طرح لایه باز حلواپزی psd لایه باز ارده برچسب ارده ممتازه لیبل ارده وشیره
دسته بندی فایل های لایه باز و PSD
بازدید ها 3
فرمت فایل zip
حجم فایل 3900 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 1
طرح لایه باز ارده ممتاز مخصوص psd

فروشنده فایل

کد کاربری 19487
کاربر

برچسب لایه باز ارده

طرح لایه باز ارده کنجد

استفاده شده از وکتورها در فتوشاپ

حالت چهار رنگ cmyk مناسب برای تمامی دستگاه های چاپ

قابل ویرایش تمامی متون

psd ، قابل ویرایش

برچسبها:

برچسب ارده , لیبل ارده ,طرح لایه باز ارده ممتاز , لایه باز ارده کنجد, لیبل ارده , طرح ارده

نرم افزار مورد نیاز winrar و فتوشاپ


طرح لایه باز ارده ممتاز psd

برچسب لایه باز ارده طرح لایه باز ارده کنجد استفاده شده از وکتورها در فتوشاپ قابل ویرایش تمامی متون psd ، قابل ویرایش برچسبها برچسب ارده لیبل ارده طرح لایه باز ارده ممتاز لایه باز ارده کنجد لیبل ارده طرح ارده نرم افزار مورد نیاز winrar و فتوشاپ
دسته بندی فایل های لایه باز و PSD
بازدید ها 5
فرمت فایل zip
حجم فایل 3004 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 1
طرح لایه باز ارده ممتاز psd

فروشنده فایل

کد کاربری 19487
کاربر

برچسب لایه باز ارده

طرح لایه باز ارده کنجد

استفاده شده از وکتورها در فتوشاپ

قابل ویرایش تمامی متون

psd ، قابل ویرایش

برچسبها:

برچسب ارده , لیبل ارده ,طرح لایه باز ارده ممتاز , لایه باز ارده کنجد, لیبل ارده , طرح ارده

نرم افزار مورد نیاز winrar و فتوشاپ


دانلود تحقیق پیشگیری از عودت اعتیاد

درمان اعتیاد با انتخاب یکی از دو هدف اصلیِ پاکی کاملی و کاهش آسیب اعتیاد، می­تواند شروع شود ولی هر بیماری که با یکی از این اهداف، درمانش شروع شد
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 4
فرمت فایل doc
حجم فایل 131 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 12
دانلود تحقیق پیشگیری از عودت اعتیاد

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

پیش گفتار

1

اهداف درمان

1

ابزارهای بهبودی 11 قدم

3

پیشگیری از عود وبازگشت

9

منابع

11


پیش گفتار

درمان اعتیاد با انتخاب یکی از دو هدف اصلیِ پاکی کاملی و کاهش آسیب اعتیاد، می­تواند شروع شود ولی هر بیماری که با یکی از این اهداف، درمانش شروع شد؛ با توجه به نیازها، شرایط و خصوصیاتش باید اهداف فرعی دیگری برای او (از همان ابتدای درمان) انتخاب شود.

بنابراین پزشکان باید با انواع اهدافی که می­تواند برای یک فرد معتاد در نظر گرفته شود؛ آشنا شوند و براساس آن برای هر بیمار با مشارکت خود او، در ابتدا اهداف درمان را تعیین نمایند. مثلاً در موردِ بیماری که به علت کمر درد، مصرف تریاک خود را شروع کرده است و در حال حاضر انگیزه زیادی برای ترک دارد، باید علاوه بر تعیین هدف کلی پاکی کامل، هدف فرعیِ از بین بردن علت کمردرد را نیز حتماً مدنظر داشت وگرنه همین درد دوباره باعث عود اعتیاد خواهد شد و یا در مورد بیماری که او نیز با هدف اصلی پاکی کامل درمانش را شروع کرده ولی هیچ سابقه­ی ناراحتی جسمانی را در شرح حال خود نمی دهد، بلکه سابقه­ی افسردگی را بیان می­کند؛ یکی از اهداف فرعی حتماً باید درمان ضد افسردگی در او باشد (و هدفِ فرعیِ از بین بردن علت کمر درد در او بی معنی خواهد بود).

اهداف درمان

با در نظر گرفتن وضعیت و شرایط فرد معتاد می­توان اصول ذیل را به عنوان اهداف درمانی مشخص کرد.

1- رسیدن به زندگی عاری از مصرف مواد

2- افزایش انگیزه­ی بیمار برای حفظ پرهیز

3- حذف رفتارهای ضد اجتماعی بیمار و بهبود روابط اجتماعی او

4- کمک به ارتقاء عملکردهای متنوع و مختلف فرد در زندگی

5- رسیدن به مطلوب ترین حالت بدنی از نظر طبی (سعی در بهبود عملکرد سیستم­های مختلف بدن که در طی دوران اعتیاد آسیب دیده اند).

6- شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی در فرد.

7- بهبود روابط فرد با افراد فامیل، دوستان و اطرافیان.

8- بهبودی دوباره­ی عملکرد حرفه ای فرد در جامعه.

9- بالا بردن ارزش های معنوی برای بیمار.

10- کسب مهارت های لازم در مواجهه با مشکلات زندگی و برای مقاومت در برابر وسوسه­ی مصرف مواد.

11- حل کردن مشکلات بی خانمانی برای بیماران بی خانمان.

12- کسب ظرفیت­های لازم، مربوط به رشد و بلوغ شخصیتی.

13- پیشگیری از عود اعتیاد.

برای برنامه ریزی درمان اعتیاد در سطح جامعه باید این اصول را در نظر گرفت:

1- در نظر گرفتن ظرفیت های مالی و سیاسی موجود در جامعه.

2- دقت در استفاده از منابع مالی و پرسنلی و جلوگیری از هدر رفتن آنها.

3- مشخص کردن واضح و دقیق فلسفه ی برنامه­ی درمانی برای کلیه­ی پرسنل درمانی.

3- انتخابِ شیوه های درمانی که مؤثرتر هستند.

5- در نظر گرفتن این موضوع که هیچ نوع درمانی کاملاً ایمن نیست.

به طور کلی رویکردهای درمانی را می توان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد که عبارت اند از:

پرهیز کامل و دستیابی به یک زندگی عاری از مواد (Abstinence).

کاهش آسیب­ها و عوارض ناشی از اعتیاد در فرد (Harm Reduction)

براساس انتخاب یکی از این دو رویکرد با توجه به شرایط بیمار و توافق با وی بعد از مصاحبه­ی انگیزشی، می توان سایر اهداف درمانی را نیز (که در بالا ذکر شده) مشخص کرد.

به عنوان مثال در درمان با متادون در صورتی که رویکردِ ما، پرهیز کامل باشد؛ با کاهش تدریجیِ دوزِ متادون و قطع آن (سم زدایی) بیمار را به زندگی عاری از مواد می رسانیم ولی در صورتی که رویکردِ ما کاهش عوارض اعتیاد در فرد باشد؛ بیمار را روی درمان نگه دارنده با متادون قرار داده و دوز آن را آن قدر بالا
می بریم که بیمار وسوسه ی مصرف مواد دیگر را نداشته باشد و این درمانِ نگه دارنده را تا هر وقت که بیمار بخواهد ادامه می دهیم. در واقع در " کاهش عوارض اعتیاد"، ما به بیمار می­گوییم که مثلاً به جای تزریق هرویین که می­تواند باعث شیوع بیماری هایی نظیر ایدز و هپاتیت گردد و ثانیاً عملکرد شغلی و اجتماعی او را نیز مختلف می­کند، می­تواند تحت درمان نگه دارنده با متادون خوراکی با دوزی که وسوسه اش را از بین ببرد قرار گیرد و این درمان تا هر زمان که او بخواهد ادامه خواهد یافت. یا مثلاً با رویکرد کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد می توانیم برای کسانی که حتی حاضر نیستند تزریق هرویین را ترک و متادون مصرف کنند؛ سرنگ یک بار مصرف به صورت رایگان در اختیارشان بگذاریم و عوارض استفاده از سرنگ مشترک را به آنها گوشزد کرده و با این کار سعی در کاهش شیوع بیماری­هایی نظیر ایدز و هپاتیت نماییم.

البته در حین اقدامات کاهشِ آسیب و عوارض اعتیاد (Harm Reduction) با بیمار مصاحبه های انگیزشی هم صورت می­گیرد تا در صورت ایجاد انگیزه­ی لازم، وارد درمان­های پرهیز کامل (abstinence) گردد.

ابزارهای بهبودی 11 قدم

۱. درمان ناپذیر

ما معتادان در حال بهبودی باید بپذیریم که هرگز نمی توانیم هیچ ماده مخدر یا روان گردانی را دوباره مصرف کنیم. افکار ناسالم و معتادگونه ممکن است ما را متقاعد کنند که از بیماری اعتیاد ما درمان یافته و اکنون ما شفا پیدا کرده ایم یا اینکه مشکل ما فقط یک نوع ماده مخدر خاص بوده و به همین علت، ما می توانیم ماده مخدر یا روانگردان دیگری را بدون اینکه مشکلی برای ما ایجاد کند مصرف کنیم. ولی باید بدانیم که ما به عنوان افرادی که از بیماری اعتیاد در عذاب هستیم، حق انتخاب و کنترل هر نوع ماده تاثیر گذار بر ذهن، روانگردان یا مخدر را از دست داده ایم. به همین علت، اگر واقعیت وضعیت مان را کاملاً صادقانه بپذیریم شانس لغزش و بازگشتن به سوی اعتیاد بسیار کم خواهد شد.

فایل ورد 12 ص


دانلود تحقیق عمل منافی عفت عمومی و رابطه نامشروع زن و مرد

در کشور ما، معمولاً مسائل مربوط به رابطة نامشروع جنسی، از بُعد اعتقادی و مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است و این موضوع بصورت تخصصی و علمی و اینکه چگونه بوجود می‌آید، چگونه ادامه پیدا می کند و چه آسیب هایی برای اعضای خانواده دارد، چگونه درمان می‌شود و چگونه پیشگیری می شود، مورد توجه نبوده است
دسته بندی حقوق
بازدید ها 5
فرمت فایل doc
حجم فایل 180 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 15
دانلود تحقیق عمل منافی عفت عمومی و رابطه نامشروع زن و مرد

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

مقدمه :

زندگی مشترک نیز مانند هر امر و پدیدة دیگر، آسیب ها و آفت های خاص خود را دارد و یکی از این آسیب‌های بزرگ و عمدة زندگی مشترک، وجود رابطة نامشروع است (کاوه، 1383). می دانیم که رابطة نامشروع جنسی از دیرباز تاکنون ادامه دارد ، یعنی از زمانی که پیوند ازدواج در جامعه مجاز شمرده شد . از لحاظ تاریخی- قبل از اسلام- از وقتی روابط نامشروع جنسی در ده فرمان موسی از جمله گناهان شمرده شد ، این مسئله اهمیت یافت. این واقعیت که رابطة نامشروع جنسی کار خطایی است و حتی گناه شمرده می شود، از طریق جامعه در وجود ما کاشته شده است و در فرهنگ و دین ما وجود دارد و ما با آن بزرگ می شویم. به رغم تکفیر اجتماعی و دینی رابطة نامشروع، این پدیده همیشه مطرح بوده و با ما است(Layton Tholl , 2003 ). بی وفایی و خیانت، چنانچه در خانواده ای روی دهد ، بیش از همه همسری را که مورد بی وفایی واقع شده ، مورد آسیب قرار خواهد داد و موجب مختل شدن بهداشت روان و از دست دادن تعادل عاطفی و رفتاری وی خواهد شد . در این میان ، فرزندان نیز از آسیب های وارد شده به ساختار خانواده بی نصیب نخواهند ماند ( کاوه ، 1383 ) .

البته بی وفایی و خیانت از اموری است که نیاز است تحقیقات و پژوهشهای بیشتری در مورد آن انجام گرفته و به بررسی علل آن پرداخته شود و نتایج آن بصورت گسترده در اختیار عموم، به ویژه همسران قرار گیرد ، تا از مواهب آن بهره مند شوند ( کاوه ، 1383 ).

سوابق پژوهشی و رویکردهای علمی :

در کشور ما، معمولاً مسائل مربوط به رابطة نامشروع جنسی، از بُعد اعتقادی و مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است و این موضوع بصورت تخصصی و علمی و اینکه چگونه بوجود می‌آید، چگونه ادامه پیدا می کند و چه آسیب هایی برای اعضای خانواده دارد، چگونه درمان می‌شود و چگونه پیشگیری می شود، مورد توجه نبوده است. طبق بررسی ها و نظریات مشاوران و روانشناسان که در زمینه رابطه نامشروع جنسی به مطالعه و تحقیق پرداخته اند،عوامل مختلفی می‌تواند موجب گرایش افراد به رابطه نامشروع جنسی شود که برخی از این عوامل که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است عبارتند از :

  1. نارضایتی از روابط عاطفی و عدم صمیمیت میان زوجین :

در میان برخی از زوجین به مرور زمان یک نوع جدایی عاطفی و روابط کور بوجود می آید و راحت تر به جدایی عاطفی تن می دهند. تحریک نشدن و عدم کنجکاوی نسبت به مسائل فردی دیگر موجب می شود فرصت ایجاد روابط جدید جنسی و سایر روابط عاطفی و گشودن راههای جدید بین دو زوج پیش نیامد و در این میان زوجین برای رسیدن به روابط عاطفی مناسب و ارضای احساسات و عواطف ممکن است به روابط نامشروع روی آورند ( Rubinstein & Ivanir, 1999 ).

  1. نارضایتی از رابطه جنسی :

بعضی زوجها در این موارد از روبرو شدن با مشکلی که دارند، می گریزند و به درمان آن می پردازند. نبودن میل جنسی، ناکارآمدی جنسی مانند ناتوانی در روابط جنسی مطلوب و زودانزالی به طور مزمن، امتناع از عشق بازی و رفتار جنسی، عدم تحریک پذیری جنسی، دیر ارضاء شدن، عدم توانایی در اظهار عشق جسمی و عاطفی مسائلی هستند که بیشتر مطرح می‌شوند. در این موارد زوجین به جای درمان مشکل موجود در رابطه جنسیشان، به دلیل ناآگاهی یا احساس شرم و یا دلایل دیگر، مشکل را حل نشده رها کرده و نیاز خود را با ایجاد رابطه نامشروع جبران می کند ( اسپرینگ، ترجمه فرجی، 1380 ) .

  1. تنوع طلبی :

عده ای از افراد معتقدند که انسان در مدت طولانی نمی تواند روابط جنسی خود را به شکل تک همسری ادامه دهد و وفاداری به همسر یک عقیده غیر عادلانه و قدیمی است. بنابراین می توان گفت در بعضی موارد چیزی که به یک رابطه نامشروع عشقی می انجامد، نیاز به تجربه شور و عشق زیاد و میل به تجربه کردن یک رابطه جنسی جدید و ممنوع می باشد ( Rubinstein & Ivanir, 1999 ).

  1. انتقام جویی از همسر بی وفا :

زمانی است که یکی از زوجها دارای رابطه نامشروع است و زوج قربانی برای برانگیختن حس حسادت و انتقام جویی از همسرش به رابطه نامشروع روی می آورد.(Lyton tholl,2003) همسری که مورد بی وفایی قرار می گیرد، احساس اجحاف شدیدی می کند. چنین احساسی افکار مختلفی را به ذهن می آورد و واکنشهای متفاوتی را می تواند به همراه داشته باشد که گاهی اوقات نیز افکاری در ارتباط با گرفتن انتقام و مقابله به مثل نمودن به ذهن همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته، خطور می نماید ( کاوه، 1383 ).

در کشورهای مختلف دیگر، پژوهشهایی انجام گرفته که نتایج چند نمونه از آنها به شرح ذیل است :

در سال 1992 ، مرکز پژوهش افکار عمومی ملی مستقر در دانشگاه شیکاگو مطالعه ای در سطح ملی ایالات متحدة آمریکا انجام داد که در آن از 3432 مرد و زن در سنین 18 تا 59 سال سئوال شد : « آیا تا به حال با کسی غیر از همسر فعلی خود آمیزش جنسی داشته اید ؟ »

تعداد مردانی که به این سئوال پاسخ مثبت داده بودند ، بین 1/7% ( گروه سنی 18 تا 29 سال ) تا 37% ( گروه سنی 50 تا 59 سال ) و تعداد زنانی که پاسخ مثبت داده بودند بین 7/11% ( گروه سنی 18 تا 29 سال ) و 9/19% ( گروه سنی 40 تا 49 سال ) بود . تنها 12% از زنان گروه سنی 50 تا 59 ساله به داشتن روابط جنسی نامشروع پاسخ مثبت داده بودند. از مجموع نتایج بدست آمده ، میانگین گرفته شد تا افراد جوان تر با سابقة ازدواج کوتاه تر با افراد پیرتری که سابقة ازدواج طولانی تر داشتند ، در هم درغام شدند . پژوهشگران نتیجه ای بدست نیاوردند. آنها صرفاً بر روی نمودار نشان دادند که حدود 25% از مردان متأهل و 15% از زنان متأهل حداقل یک مورد رابطة نامشروع را در طول زندگی زناشویی خود گزارش کرده بودند
(Louman &… 1994) .

وسیمن و همکاران در یکی از بررسی های اخیر، نمونة تصادفی زوج درمانهای شاغل در این رشته ، که همگی از اعضای اتحادیة روانشناسی آمریکا با اتحادیة کارشناسان زوج درمانی و خانواده درمانی هستند ، روابط نامشروع جنسی خارج از محدودة زناشویی را به عنوان سومین مشکل بغرنج و دشوار از نظر درمانی و دومین مشکل مخربی که زوج ها با آن روبرو هستند ، ارزیابی کردند . بعلاوه ، گزارش کردند که خیانت به زندگی زناشویی ، مسألة تقریباً 30% از زوج‌های تحت درمان آنان است .

گلس و رایت ( 1985 ) در تحقیق خود متوجه شدند که 56% از مردان و 24% از زنان مورد مطالعه ، در عین داشتن رابطة جنسی خارج از محدودة زناشویی ، اعلام داشتند ازدواج موفق و خوبی دارند. در حالیکه در مورد مفهوم « ازدواج موفق » مغلطه ای صورت گرفته است .

دیوید باس1 ( 1992 ) ، در مطالعات خود به این نتیجه رسید که زنان بیشتر از درگیری عاطفی شوهرشان با زنان دیگر و مردان بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویش خاطر می شوند . او با قرار دادن چند الکترود بر روی سر مردان و زنان متوجه شد که وقتی مردان زن خود را در حال آمیزش جنسی با مردان دیگر تصور کردند ، به تعریق افتادند و بلافاصله ضربان قلبشان بالا رفت . وقتی آنها زن خود را در بند عشقی افلاطونی با مرد دیگری تصور کردند ، آرامتر شدند ، ولی کاملاً به سطح عادی خود برنگشتند. پاسخ زنان برعکس بود. وقتی بی وفایی همسرشان را مجسم کردند ، علائم زجر فیزیولوژیک آنها شدیدتر از زمانی بود که آنها را در حال خیانت جنسی مجسم کرده بودند .


فایل ورد 15 ص


دانلود تحقیق علل و انواع و درمان اختلالات آفازیا یا ناتوانی یادگیری

سالهاست که متخصصان به دسته ای از اختلالات با عنوان اختلالات خاص یادگیری توجه می نمایند ناتوانائیهای یادگیری شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شده است این ناتوانی ها در زمینه های شنوایی، تفکر، زبان، خواندن و نوشتن، هجی و حساب نمایان می شوند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 5
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 37
دانلود تحقیق علل و انواع و درمان اختلالات آفازیا یا ناتوانی یادگیری

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست موضوعات

چکیده

پایة مفهومی ناتوانائیهای یادگیری

مظاهر توانائیهای یادگیری

فهم

معنی چیست؟

علل بروز اختلالات یادگیری

تکرار

بازشناسی

تقسیم بندی آفازیها

آفازی بروکا

تولید گفتار

آفازی ورتیکه

آفازی هدایتی

اختلالات تکلمی که اشکال در تکرار کلمات ندارند

آفازی های ترانس کورتیکال حسی و حرکتی

آفازی نامگذاری

آفازی های کلی

درمان

فهرست منابع

چکیده

سالهاست که متخصصان به دسته ای از اختلالات با عنوان اختلالات خاص یادگیری توجه می نمایند. ناتوانائیهای یادگیری شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شده است. این ناتوانی ها در زمینه های شنوایی، تفکر، زبان، خواندن و نوشتن، هجی و حساب نمایان می شوند.اگر معنی و مفهوم کلمات شنیده شده درک نشود با آفازیها مواجه شده ایم این اختلال انواع مختلفی دارد. عبارتند از: بروکا، ورنیکه، هدایتی، ایزوله شن مرکز سخن گفتن- آفازی حرکتی ترانس کورتیکال آفازی حس ترانس کورتیکال – کامل و مشکل از نامگذاری از علل مهم ایجاد آفازی ها می توان به عوامل محیطی – آموزش- تغذیه- بهداشت- تحریک حسی – تحریک زبانی- رشد اجتماعی- و عاطفی و علل روانی – فیزیولوژیکی – عوامل ژنتیکی – بیوشیمیایی – عوامل زایمان- تأخیر در رشد و نقصی جزئی در کار مغز اشاره کرد. برای درمان آفازی از دارودرمانی همراه با رفتار درمانی و مشاوره های خانوا ده استفاده می شود.

پایة مفهومی ناتوانیهای یادگیری

چندین سال است که کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری مورد توجه متخصصان بسیاری از رشته ها قرار گرفته اند، وسالیان درازی است که مدارس، موسسه ها، و سازمانهای گوناگون خدمات آموزشی، روانی و پزشکی در اختیار عقب مانده های ذهنی، و مبتلایان به ناراحتی های عاطفی و کودکان مبتلا به معلولیت های حسی قرار می دهند.

آموزش و پرورش بطور اخص، با سازمان دادن برنامه های گوناگون آموزشی برای کودکان معلول، درک دقیق تر کودکان مبتلا به معلولیت های ذهنی، جسمی، و عاطفی، سهم بسیاری داشته است. از جمله خدمات عمده آموزشی برای این عده می توان از مدارس ویژه، کلاس های ویژه معلولین بخصوص، و در این اواخر، از اطاقهای مرجع[1] نام برد.

از سالهای دهه 1960 کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری،کانون توجه مطالعات روانی و آموزشی بودند. ناتوانیهای یادگیری شاخه جدیدی است که به آموزش و پرورش ویژه افزوده شده است. این بخش جدید بعنوان رشته ای که نامش معرف ویژگی های آن است، در خلال سالهای اولیه دهة 1960 پا به عرصه وجود گذارد. اصطلاح ناتوانیهای یادگیری، برای معرف گروه بخصوص از کودکان استثنایی بکار می آید که به ناتوانیهای یادگیری بخصوص دچارند. بدین ترتیب از این اصطلاح نمی توان برای دسته بندی کلیه کودکان مبتلا به مشکلات یادگیری بصورت عام بهره گرفت. چرا که اصطلاح یادشده مشکلاتی را که اساساً بواسطه معلولیت های دیگر در یادگیری پدید می آید در بر نمی گیرد. برای مثال ممکن است کودکانی که عقب مانده یا نابینایند در یادگیری دچار مشکل باشند، اما معلولیت اصلی این عده به ناتوانی در یادگیری ارتباطی ندارد.

مظاهر ناتوانی های یادگیری

اکثر ناتوانیهای یادگیری از طریق اختلالهایی در شنوایی ، تفکر، زبان، خواندن و نوشتن، هجی کردن، و حساب خود را می نماید. بهعبارت دیگر، جوهر اصلی مفهوم ناتوانیهای یادگیری در این زمینه جای دارد. اختلال های موجود در پیشرفت این مهارتها سبب می شود ابتدا نظر به کودک متوجه شود و در انتها مقدمات برنامه های جبرانی بعدی فراهم آید.

کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری در تمام زمینه های کندی پیشرفت ندارند برای مثال ممکن است کودکی در خواندن ناتوانی داشته باشد، اما در ریاضی خوب عمل کند. آزمونهای رسمی و غیررسمی کمکی است تا ضعفها و ناتوانیهای بخصوص کودک نمایان شود. آگاهی از توالی مهارتها در هر زمینة یادگیری نیز اجازه میدهد ناتوانی یادگیری با دقت و روشنی بیشتر به توصیف درآید.

ممکن است ناتوانی یادگیری در چارچوب زمینة بخصوص، از تحصیل، مثلاً خواندن، ظاهر شود. همچنین ضرورت دارد که مهارت های کسب شده و نیز نارسائیهای موجود در خواندن از قبیل حروف بیصدا، باصدا، و غیره شناسایی شود. همین نوع ارزشیابی در زبان، ریاضی و سایر زمینه های پیشرفت تحصیلی نیز لازم است.

مرحلة آخر در شناسایی ناتوانی یادگیری، به نوع توضیح مورد استفاده برای این ناتوانیها بستگی دارد. همانگونه که در آینده خواهیم گفت، فرد می تواند ناتوانی یادگیری را از دید مسائل مربوط به دستگاه عصبی، یا روانی، زبان، یا توضیح رفتاری ناتوانی یادگیری بنگرد. تحلیلی از ضعفها و توانایی های هریک از زمینه های تحصیلی این امکان را فراهم می آورد تا تعریف ناتوانی یادگیری بهتر درک شود. بیان صرف پایة ناتوانی در خواندن، بهره هوشی، و غیره برای تشریح هر ناتوانی یادگیری بخصوص کافی نیست.

فایل ورد 37 ص


دانلود تحقیق عزت نفس و احساس خود و دیگران

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که همه شایستۀ رسیدن به خوشبختی هستند جوهر عزت نفس است
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 6
فرمت فایل doc
حجم فایل 50 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 93
دانلود تحقیق عزت نفس و احساس خود و دیگران

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

انگاره اولیه

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که همه شایستۀ رسیدن به خوشبختی هستند. جوهر عزت نفس است.

قدرت این باور و این اطمینان به خویشتن در این حقیقت نهفته است که این چیزی بیش از یک داوری یا یک احساس است. این یک انگیزه دهنده است، الهام بخش رفتار است.

اما به سهم خود مستقیماً تحت تاثیر عمل ماست. سبب در هر دو سمت جاری است. چرخۀ بازخوردی پیوسته ای میان اعمال ما در دنیا و عزت نفس مان وجود دارد. میزان عزت نفس ما روی عمل و رفتارمان تاثیر می گذارد و طرز عملمان عزت نفس ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هر کسـی شایسته و

زییبندۀ خوشبختی است جوهر و عصارۀ عزت نفس است



اگر به ذهن و به قضاوتم اطمینان کنم، بیشتر در قالب یک موجود اندیشمند فرو رفته ام. وقتی به توانایی خود به اندیشیدن را صحه گذاشتم، وقتی آگاهی مناسب را به فعالیتهایم راه دادم ؛ زندگی بهتری پیدا می کنم. این اعتماد من به ذهنم را افزایش می دهد . اگر به ذهنم اعتماد نکنم، به احتمال بیشتری رفتار انفعالی پیدا می کنم، از آگاهی بیشتر از آنکه به آن نیاز دارم برخوردار می گردم و از پایداریم در برابر مشکلات زندگی کاسته می شود. وقتی اعمال من به نتایجی دردناک منتهی می شوند خود را محق احساس می کنم تا به ذهنم اعتماد نکنم.

با عزت نفس زیاد با احتمال بیشتری در برابر مشکلات می ایستم، اما شرایط کمی عزت نفس احتمال این که تسلیم شوم و یا از همه توان خود استفاده نکنم بیشتر می شود. با توجه به بررسیهای به عمل آمده اشخاصی که از عزت نفس بیشتر برخوردارند در مقایسه با اشخاص فاقد عزت نفس در برابر شداید زندگی و مشکلات مقاومت می کنند. هر کس مقاومت و مداومت داشته باشد، امکان موفقیتش بیشتر می شود. اگر استقامت کنم و پایداری نشان دهم، این احتمال وجود دارد که بیش از آن که شکست بخورم موفقی شوم. در غیر اینصورت امکان شکست خوردن از امکان موفق شدن فراتر می رود. در هر دو مورد برداشتی که از خود دارم تقویت می شود.

اگر به خود احترام بگذارم و بخواهم دیگران نیز با من رفتار محترمانه داشته باشند، علایمی از خود مخابره می کنم و به طرزی رفتار می کنم که احتمال واکنش مثبت و بجای دیگران را افزایش می دهم. وقتی این اتفاق می افتد، تقویت می شوم و باورهایم افزایش می یابد. اگر برای خودم احترامی قایل نباشم و در نتیجه بی احترامی را بپذیرم، اگر بد رفتاری و سلطه جویی و بدزبانی دیگران را قبول کنم و آن را امری طبیعی بپندارم؛ بی آن که متوجه باشم این را منتقل می سازم و در نتیجه بعضی ها با من به همان شکل رفتار می کنند. وقتی این اتفاق می افتد و من تسلیم آن می شوم، احترام به خود در من تضعیف می شود و از آنچه هست پایین تر می آید.

ارزش عزت نفس صرفاً در این نیست که به ما امکان می دهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی می دهد تا بهتر زندگی کنیم. به ما امکان می دهد با چالشهای زندگی بهتر روبرو شویم و از فرصتهای مطلوب بهره برداری بیشتری بکنیم.

تاثیر عزت نفس: ملاحظات کلی

میزان عزت نفس ما روی تمام جنبه های وجودی ما اثر می گذارد: طرز کارمان در کارگاه برخوردمان با مردم، اندازه پیشرفت و ترقی، میزان موفقیت ونیز در قلمرو شخصی این که ممکن است دل به چگونه شخصی ببندیم، چگونه با همسرمان ارتباط برقرار کنیم، چگونه با فرزندان و دوستانمان رفتار کنیم و به چه سطحی اط سعادت و خوشبختی خواهیم رسید.

همبستگی مثبتی میان عزت نفس سالم و بسیاری از ویژگیهای دیگری که روی موقعیت و خوشبختی ما تاثیر دارد، وجود دارد. عزت نفس سالم با رفتار عقلانی، واقع گرایی، فراست، خلاقیت، استقلال، انعطاف پذیری، توانایی قبول تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات و اطلاح آن ها، خیرخواهی و همکاری و تعاون، در ارتباط مستقیم است. اما عزت نفس کم با رفتار غیر عقلایی، بی توجهی به واقعیتها، نداشتن انعطاف، ترس از چیزهای بدیع و نا آشنا، سازگاری بیش از اندازه، یا رفتار به شدت کنترل کننده و ترس از دشمنی با دیگران رابطه دارد. در ادامه مطلب منطق این همبستگی را بررسی می کنیم. کاربرد عزت نفس برای بقاء سازگاری و موفقیت شخص کاملاً مسلم است. عزت نفس حامی زندگی و متعالی کننده آن است.

عزت نفس زیاد وسیله ای در خدمت دستیابی به هدف است. رسیدن به هدف نیز از سوی دیگر به میزان عزت نفس می افزاید. فقدان عزت نفس به ایمنی آنچه آشنا و تغییر نکردنی است بستگی دارد. و اگر به آنچه آشنا و دیرینه است دل ببندیم و از چیزهای نو و بدیع اجتناب کنیم، بر کمی عزت نفس خود می افزاییم.

هر چه عزت نفس ما محکم تر و بیشتر باشد برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و در کار و شغلمان بروز می کند آمادگی بیشتری داریم. سریعتر می توانیم در پی هر شکست و سقوط روی پایمان بایستیم، و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن داریم. (شمار قابل ملاحظه ای از کارفرمایان موفق در گذشتۀ خود، یکی، دوورشکستگی یا شکست را تجربه کرده اند اما این شکست توقف آن ها را موجب نشده است).

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد بلند پرواز می شویم که این لزوماً به شغل و حرفه محدود نمی شود بلکه زمینه های احساسی، ذهنی، خلاقیت و معنویت را نیز در بر می گیرد، هر چه عزت نفس ما کمتر باشد میل و امید و آرزویمان نقصان می گیرد و احتمال موفقیتمان کاهش می یابد. هر دو جهت، خود تقویت کننده است.

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد میل ابراز وجود بیشتر می شود و غنای درونمان را بیشتر به نمایش می گذارد و هر چه عزت نفس مان کمتر باشد میل بیشتری به اثبات خود داریم.

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانه تر و مناسبتر می شود زیرا به این نتیجه می رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکار شدن ها هراسی به دل راه نمی دهیم. هر چه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباطمان تیره تر و نا آشکارتر می شود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود می ترسیم.

هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالمتری برقرار می کنیم. علتش این است که همانندها یکدیگر را جذب می کنند و سالم ها هم به هم می رسند. نشاط و میل به معاشرت دیگران بیشتر مورد توجه کسانی که از عزت نفس زاید برخوردارند، قرار می گیرد.

نکته دیگر این است که ما اصولاً به برقراری رابطه با کسانی که از عزت نفس زیاد برخوردارند راغب تریم. مخالفها ممکن است در زمینه هایی یکدیگر را جذب کنند، اما در این زمینه به خصوص چنین چیزی وجود ندارد. اشخاص با عزت نفس بالا جذب اشخاص با عزت نفس زیاد می شوند. مثالً بهندرت ممکن است اشخاص با عزت نفس اندک و اشخاص با عزت نفس زیاد جذب و شیفته یکدیگر شوند. همانطور که آدمهای عاقل و آدمهای کم فکر عاشق یکدیگر نمی شوند. اشخاص با عزت نفس متوسط هم جذب اشخاص با عزت نفس متوسط می شوند. و کسانی که عزت نفس اندک دارند جذب اشخاص با عزت نفس کم می شوند. البته عمد وقصدی در این کار وجود ندارد. در این میان حال و روز کسانی که با اعتماد به نفس کم جذب یکدیگر می شوند از همه خراب تر است.

ما با کسانی راحت تر کنار می آییم که عزت نفس شان

به اندازۀ عزت نفس ما باشد.

هرچه عزت نفس ما سالم تر باشد به دیگران احترام بیشتری می گذاریم و با آن ها برخورد بهتر و منصفانه تری می کنیم. زیرا آن ها را تهدیدی علیه خود در نظر نمی گیریم. از این که بگذریم احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است. با داشتن عزت نفس خوب و سالم بدخواه دیگران نمی شویم. ترس از مورد بی اعتنایی واقع شدن پیدا نمی کنیم، نگران تحقیر و خیانت نمی شویم. برخلاف باورهای رایج واقعیت این است که اشخاصی که به احساس خود ارزشمندی رسیده اند با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد می کنند. بررسی جامع واترمن در کتاب «روان شناسی فردگرایی»، این نکته را به خوبی توضیح داده است.

و سرانجام می توان به می یر در کتاب «در جستجوی خوشبختی» اشاره کرد که معتقد است عزت نفس بالا بهترین نشانه سعادت شخص است. در نتیجه به سادگی می توان گفت که عزت اندک با بدبختی و ناخشنودی همراه است.

عشق

درک اهمیت عزت نفس و نقشی که در ایجاد روابط صمیمانه ایفا می کند کار دشواری نیست. مانعی بر سر سعادت عاشقانه از این هراس منجر بزرگتر نیست که، کسی خود را شایسته عشق نداند. این هراس منجر به تحقق دل نگرانی می شود.

اگر از احساس ارزشمندی و کاردانی برخوردار باشم و خود را موجودی دوست داشتنی بدانم می توانم و از ظرفیتی برخوردارم که دیگران را دوست بدارم. رابطۀ عشق، به نظر طبیعی می نماید، خیرخواهی و بذل توجه، به نظر طبیعی می رسد. من چیزی دارم که بدهم، گرفتار و در بند کمبود نیستم . دارای نوعی مازاد احساس هستم که می توانم آن را در جهت عشق کانالیزه کنم. خوشبختی و سعادت نگرانم نمی کند. اطمینان به صلاحیت و ارزش، اطمینان به توانایی خود در دیدن و لمس آن، نیز یک پیش بینی است به حقیقت می پیوندد.

مانعی بر سرسعادت عاشقانه از این هراس بزرگتر که خود را شایسته عشق ندانیم و بر این اعتقاد باشیم که جز رنج و محنت سرنوشتی انتظارمان را نمی کشد.

اما اگر به خودم و به آن کسی که هستم احترام نگذارم ، چیز زیادی برای دادن نخواهم داشت، مگر نیازها و خواسته های برآورده نشده ام را. در این شرایط دیگران را در نهایت، منبع تصدیق و تایید و یا تکذیب می بینم. آن ها را به همان شکلی که هستند عزیز نمی دارم. تنها آن ها را با توجه به کاری که برای من می توانند بکنند یا نکنند ارزیابی می کنم، مترصد کسانی نمی شوم که بتوانم تحسینشان کنم و با ان ها هیجان و ماجرای زندگی را در میان بگذارم. دنبال کسانی می گردم که مرا محکوم و تکفیر نکنند و شاید تحت تاثیر شخصیت من قرار بگیرند. توانایی من در دوست داشتن رشد نکرده باقی می ماند. این یکی از دلایل به شکست انجامیدن بسیاری از روابط است. نه به این دلیل که پنداره و منظر عشق رمانتیک اصولاً غیر منطقی است، بلکه به این دلیل که عزت نفسی که به آن نیاز داریم وجود خارجی ندارد.

همه ما شنیده ایم که می گویند: «اگر خودتان را دوست نداشته باشیدنمی توانید دیگران را دوست بدارید» اما آنچه که نمی فهمیم سر دیگر ماجراست. اگر من خود را دوست داشتنی ندانم، دشوار است قبول کنم که دیگری مرا دوست بدارد. اگر خودم را نپذیرم، چگونه می توان عشق تو را به خودم پذیرا گردم؟ محبت و مهر تو تولید ابهام و سردرگمی می کند زیرا من خودم را موجودی ارزشمند ارزیابی نمی کنم. احساسی که به من داری ممکن است حقیقی، قابل اعتماد یا پر دوام نباشد. اگرخود را دوست داشتنی احساس نکنم،قبولش دشوار است که کس دیگری مرا دوست بدارد. اگر نتوانم خود را بپذیرم چگونه می توانم عشق تو نسبت به خود را قبول کنم؟

حتی اگر آگاهانه احساس دوست داشتنی نبودنم را انکار کنم. حتی اگر خود را موجودی «شگفت انگیز» معرفی کنم، برداشت ضعیفی که از خود دارم در اعماق وجودم باقی می ماند تا در مناسباتم موفق نشوم. این گونه به خرابکار عشق تبدیل می شوم.

عشق را امتحان می کنم برای رسیدن به آن می کوشم اما احساس امنیت و ایمنی درونی وجود خارجی ندارد به جای آن هراسی مرموز در من هست که تنها نصیب من درد و تالم است. از این رو کسی را برمی گزینم که در نهایت مرا ترک می کند و تنهایم می گذارد. (در شروع وانمود می کنم که این را نمی دانم)و یا اگر کسی را پیدا کنم که با او رسیدن به خوشبختی امکان پذیر باشد، از او تضمین های بیشتراز اندازه می خواهم. بر او احساس مالکیت بیش از اندازه می کنم، از کاه کوه می سازم، ناسازگاریهای کوچک را بزرگ و فاجعه آمیز معرفی می کنم. در مقابل کنترل و سلطه جویی بر او بر می آیم.راهی پیدا می کنم که قبل از این که همسرم و شریک زندگیم به من بی اعتنایی کند، به او بی اعتنایی کرده باشم.

چند شاهد مثال زیر موضوع را بیشتر روشن می کند:

«چرا همیشه عاشق آقای نا مناسب می شوم» سؤال زنی است که در جریان روان درمانی از من می کند. پدرش در هفت سالگی او ، ترک منزل کرده است. مادرش نه یک بار که چند بار بر سرش فریاد کشیده «اگر تو نبودی این همه درد سر درست نمی شد، شاید پدرت ما را ترک نمی کرد» حالا او در سن بلوغ دریافته که شایسته مهر و عشق نیست. با این حال با بی تابی خوهان عشق یک مرد است. امّا معمولاً مردی از راه می رسد که او را دوست ندارد و نمی تواند مدتی طولانی با او دوام آورد.پیش بینی اش به حقیقت می پیوندد. برداشتش از زندگی درست از کار در می آید.

وقتی «می دانیم» که محکوم هستیم طوری رفتار می کنیم که حقیقت با آنچه«می دانیم» سازگار شود. اگر دانستنیهای ما با حقیقت همخوانی نداشته باشد ناراحت می شویم. ار آنجایی که دانش ما تردید پذیر نیست ، این حقیقت است که باید تغییر کند.

مردی عاشق می شود، زن احساسش را جواب می دهد و آنها با هم ازدواج می کنند ، امّا زن هر چه تلاش می کند مرد خود را دوستنی نمی یابد. با این حال زن به قدری به او احساس دین می کند که این شرایط را تحمّل می کند، وقتی سرانجام مرد را متقاعد می کند که او را به راستی دوست دارد و دیگر جای تردیدی برای مرد باقی نمی ماند، مرد از خود می پرسد که آیا معیارهایش را بیش از اندازه نازل در نظر نگرفته است؟ از خود می پرسد آیا این زنی که با او ازدواج کرده ام برای من زن مناسبی است؟ و سرانجام زن را ترک می کند. عاشق زن دیگری می شود و رقص از نو شروع می شود.

همه ما این لطیفه مشهور گروچو مارکس را شنیده ایم که می گوید او هرگز به عضویّت باشگاهی که او بپذیرد در نمی آید. این دقیقاً نقطه نظر کسانی است که از عزّت نفس کافی برخواردار نیستند. اگر مرا دوست داری، مسلم بدان که بدرد من نمی خوری. تنها کسی که مرا رد کند مناسب من است.

زنی وسواس گونه احساس اضطراب می کند تا به شوهرش که او را ستایش می کند بگوید همه زنها از او یک سرو گردن بالاترند. وقتی شوهر این حرف را نمی پذیرد ، زن او را مسخره می کند. هر چه بر شدت عشق و علاقه مرد افزوده می شود، زن ظالمانه تر در مقام رد کردن او اقدام می کند. سرانجام زن شوهرش را خسته می کند و مرد از زندگی او بیرون می رود. زن رنجیده خاطر و متحّیر می شود. چگونه ممکن است دربارة او تا این حد اشتباه کرده باشد؟ و این مطلبی است که او از آن چیزی سر در نمی آورد. بعد به این تنیجه می رسد «همیشه می دانستم کسی نمی تواند مرا به واقع دوست داشته باشد.»

او همیشه معتقد بود زنی دوست داشتنی نیست و حالا این را ثابت کرده بود.

تراژدی زندگی بسیاری از مردم این است که اگر فرصتی به آن ها داده شود تا میان «درستی» و خوشبختی یکی را انتخاب کنند، «درستی» و خوشبختی یکی را انتخاب کنند «درستی» را بر می گزینند.

مرد می داند که تقدیر او این گونه رقم نخورده که شاد و خوشبخت باشد.

احساس او این است که حق ندارد شاد و سعادتمند باشد (از آن گذشته خوشحالی او ممکن است پدر و مادرش را جریحه دار کند زیرا آن ها هرگز شادی و سعادت را تجربه نکرده اند.)

امّا وقتی زنی را پیدا می کند که دوستش دارد و او را به خود جلب می کند و زن هم واکنش مثبت نشان می دهد ، مرد شاد می شود. برای لحظه ای فراموش می کند که قرار نیست زندگی عاشقانه ای داشته باشد. فراموش می کند که قرار نیست ندگی عاشقانه ای داشته باشد. فراموش می کند قرار نیست این نمایشنامة زندگی او باشد. موقتاً فراموش می کند که شادی و سعادت، خودانگاره او را مخدوش می سازد و میان او و «حقیقت» فاصله می اندازد. امّا به تدریج شادی و نشاط جای خود را به اضطراب می دهد. برای تخفیف اضطراب باد از شادی خود بکاهد. بنابراین به راهنمایی منطق خودانگاره خویشتن، رابطه اش را با آن زن تخریب می کند.

بار دیگر با انگاره خود ویرانگری روبهرو می شویم: اگر من «می دانم» به حکم سرنوشت نباید سعادتمند شوم، نباید بگذارم که حقیقت با شادی و سعادت مرا سردر گم کند. این من نیستم که باید خودم را با حقیقت وفق دهم، بلکه این حقیقت است که باید خود را با من سازگار کند.

توجّه داشته باشید که همیشه لازم نیست که مانند آنچه در فوق اشاره شد رابطه را به کلی از بین ببریم ، ممکن است بتوان قبول کرد که رابطه ادامه پیدا می کند ، مشروط بر آن که من شاد و سعادتمند نباشم. ممکن است خودم را با پروژه ای بنام «تلاش برای خوشبخت شدن و یا تلاش برای خوشبخت شدن و یا تلاش برای بهبود رابطه» سرگرم کند. ممکن است در باره کتاب بخوانم، در سمینارها شرکت کنم، به جلسات سخنرانی بروم و یا به سراغ یک روان درمانگر بروم به این امیدکه در آینده خوشبخت بشوم. آینده امّا نه امروز. امکان خوشبخت شدن در حال و در لحظة اکنون بسیار هول انگیز است.

سخن عجیبی به نظر می رسد، اما اغلب ما به این احتیاج داریم که بدون لطمه زدن به خود سعادت را تحمل کنیم.

«اضطراب خوشبختی» بسیار متداول است. خوشبخت شدنمی تواند ندایی درون ما ایجاد کند که ، من شایسته خوشبختی نیستم. ممکن است بگوید که خوشبختی را دوامی نیست. یا، راهم به سقوط ختم می شود و یا اگر خوشبخت تر از پدر و مادرم بشوم و یا کشته ام؛ یا زندگی اینگونه نیست. یا، مردم به من غبطه می خورند و از من متنفر می شوند یا خوشبختی تو همی بیش نیست. یا، هیچ کس خوشبخت نیست ، به چه دلیل من باید خوشبخت باشم؟

به نظر عجیب می رسد امّا آنچه بسیاری از ما بدان احتیاج داریم شجاعت تحمل خوشبختی است. باید خوشبختی را تحمل کنیم تا آن روز که باور کنیم این خوشبختی ما را نابود نمی کند و بنابراین لازم نیست که نیست و نابود شود.

باید با این نداهای ویرانگر برخورد کنیم، نه این که از آن ها بگریزیم. باید با آن ها مباحثه کنیم ، باید آنها را به مبارزه بطلبیم تا دلیلشان را باز بگویند. باید صبورانه به آنها جواب بدهیم و چرند بودنشان را بر ملا سازیم. باید صدایشان را در وجود خود خفه کنیم.

محل کار

حالا به مکان کار و کارگاه و دفتر و اداره توجّه کنید . ببینید عزّت نفس بد آنجا چه می کند:

کسی در اداره ترفیع درجه می گیرد. در وحشت می شود که نتواند از پس چالشها و مسئولیتهای جدید بر آیند «من شیّاد هستم. به اینجا تعلّقی ندارم» به این دلیل که از همان نخست خود را شایسته مقام جدید نمی داند، انگیزه ای برای اینکه در حداکثر توان خود ظاهر شود ندارد. بنابراین نا خواسته و ندانسته در مقام تخریب خود گام بر میدارد: بدون آمادگی در جلسات حضور به هم می رساند. هر لحظه با همکاران تحت امرش به شکلی رفتار می کند. لحظه ای خشونت می کند و لحظه دیگر به استمالت و دلجویی می پردازد، نارضایی رئیسش را نادیده می گیرد. کار را به جایی می رساند که او را اخراج می کنند. حالا به خود می گوید «از همان اوّل می دانستم که شایسته ترفیع نیستم. این ترفیع از سرم هم زیادتر بود.»

اگر به دست خود ، خودم را بکشم دست کم می دانم که کنترلی بر زندگی خود دارم. خودم را از شراین اضطراب که به دست یک عامل ناشناخته نابود شوم نجات می دهم، اضطراب ناشی از نداشتن اختیار بر مقدرّات بر خود تحمل نا کردنی است. باید به هر طریق که می توانم به آن پایان دهم.

مدیر ، نقطه نظر عالی یکی از همکاران زیر دستش را می خواند. احساسی از حقارت بر او غالب می شود. ناراحت از این است که چرا این ایده به ذهن او نرسیده است. تصور می کند که همکار زیر دست او را به زیر کشیده و بر جای می نشیند. به ذهنش می رسد که آن پیشنهاد را به هر قیمت که شده رد کند.

این نوع غبطه خوردن مخرّب ناشی از نداشتن احساس شایستگی است.موفقیّت شما تهی بودن مرا رقم می زند. دنیا متوجه نخواهد بود، و از آن بدتر خودم متوجه میشوم که من تا چه اندازه حقیر و ناچیزم. سخاوت نشان دادن به موقعیتهای دیگران، بر عزت نفس شما می افزاید.

فایل ورد 93 ص


دانلود تحقیق عدم توجه به نیاز های اساسی نسل جوان

توجه به خواست ها و تمایلات این نیروی بزرگ اجتماعی یا نسل جوان بسیار حائز اهمیت است
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 162 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 17
دانلود تحقیق عدم توجه به نیاز های اساسی نسل جوان

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

مقدمه

بنا به آمارهای رسمی در ایران ، در حدود ٢٠ میلیون نفر از جمعیت کشور در مراکز آموزشی و عالی مشغول به تحصیل هستند که میانگین سنی آن ها بین ٢٨ - ٦ سال است. مجموعه فوق تقریبا نزدیک به یک سوم از جمعیت کشور را در بر می گیرد. علاوه بر رقم فوق ، بخش بزرگی دیگری از نوجوانان و جوانان کشور مشغول به کار در مراکز دولتی ، خصوصی و یا بیکار در جامعه هستند. توجه به خواست ها و تمایلات این نیروی بزرگ اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. تمامی مدارک شواهد و نظرسنجی های موجود در کشور، گواه بر این واقعیت دارد که در نسل سوم کشور، تغییرات اساسی در خلق و خوی ، منش ، شخصیت ، رفتار و آداب و سلوک بوجود آمده که در واقع بسیار متفاوت با دو نسل پیش از خود است. تغییرات و تفاوت ها در نسل سوم امروزی و بسیار عمیق و بنیادی می باشد. در شرایط امروز ایران ، تاثیرگذاری نسل اول و دوم بسیار کاهش پیدا کرده است. اما در مقابل این نسل سومی ها هستند که دائم جامعه را تحت تاثیر خود و فشار قرار می دهند زیرا جوانی جمعیت کشور و زمینی و امروزی دیدن مسائل نفوذ و قدرت و تاثیر آن ها را در جامعه روز به روز افزایش داده است. نسل اول کشور در برابر این خواست ها، تمایلات و تغییرات به سختی مقاومت می کند در عوض نسل دوم سعی دارد تا حدودی با کندی خود را به این تغییرات در چارچوب شعارها، خواست های دهه ٤٠ و ٥٠ هماهنگ سازد و این هم سازی ها و مقاومت ها رابطه نسل اول و دوم را برای گفتگو با نسل سوم با دشواری مواجه ساخته است. دو نسل گذشته به دلیل نهادینه شدن سنت و مذهب در کشور و تاثیر این نهادها در آن ها نتوانسته اند به خوبی زبان امروزی و این دنیایی برای جلب و جذب نسل سوم پیدا کنند. در عصر کنونی سرعت تحولات، ارتباطات، تغییرات و سپس انتقال آن به سراسر جهان بسیار سریع صورت می گیرد. در واقع فرهنگ جهانی توانسته تاکنون خود را از طریق امکانات و وسائلی چون ماهواره ، اینترنت و... به سرعت در سرتاسر جهان انتشار و گسترش دهد. بالطبع نهادهای سنتی که به مقاومت در برابر این تحولات می پردازند تحت فشار قرار می گیرد و اگر چنانچه نتوانند خود را با این روندهای نو هماهنگ سازند به نیروی ماند و یا اقلیتی کم تاثیر در جامعه خود تبدیل خواهند شد و این باعث شکاف هر چه بیشتر آن ها با نسل جوان می شود. توجه به مسائل نوجوانان و جوانان در کشوری که ٧٠ درصد جمعیتش نیروی جوان است بسیار حائز اهمیت است.

  1. جوانان و مد در ایران:

پدیده مد از موضوعاتی است که همواره می تواند اقشار مختلف جامعه را به شکل های گوناگون مورد تاثیر خود قرار دهد. البته نوع نگرش حکومت به این پدیده اجتماعی می تواند نقش آن را در جامعه افزایش یا کاهش دهد. حکومت اسلامی بعد از انقلاب با سرکوب تنوع، آزادی های فردی و اجتماعی و... یک نوع نگرش انحصارطلبانه را در جامعه انتشار داد و بدین طریق انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها را در جامعه ایجاد شد و متخلفین به اشکال گوناگون تنبیه و سرکوب شده و البته در اوایل انقلاب این نوع محدودیت ها و منبع ها تا حدودی توانست نیروی زیادی از مردم کشورمان را به هماهنگی و تطابق با فرهنگ اسلامی حکومت بکشاند ولی این موضوع با مرور زمان و با افزایش اختناق و سرکوب و عدم موفقیت حکومت در تربیت و پرورش اسلامی نسل جوان کشور به شدت تغییر کرد. پدیده مد و مدگرایی به الگوهای غیراسلامی شاید بشود گفت «غربی» در ایران در میان نسل نوجوان و جوان افزایش شدیدی یافت. در واقع حکومت اسلامی در ارائه الگوهای فرهنگی در سال های بعد ازانقلاب موفق نبوده است. امروزه گرایش نسل جوان کشور روز به روز به مدهای جدید لباس ، مدل و رفتارهای تقلیدی گروه های موزیک رپ، تکنو، پاپ، راک و... هنرمندان و ورزشکاران خارجی بخصوص از نوع غربی و آمریکایش افزایش بیش از حد یافته است. چنین گرایشاتی در گذشته بیشتر در جوانان مقیم بالای شهر (ثروتمند به لحاظ مالی) دیده می شد ولی امروز بین جوان و نوجوان بالا و پائین شهر در عرصه یک سری تمایلات و خواست های اجتماعی و آزادی های مدنی برای یک زندگی بهتر، راحت تر و آزادتر توافقی وجود دارد و آن ها در این سال های اخیر با ارتباط یکدیگر و تبادل امکانات، روابط گسترده با یکدیگر برقرار کرده اند. نسل سوم کشورمان با وسائلی چون ماهواره، اینترنت، نوار ویدئو، نوار کاست، پوسترها، لباس و شلوارهای لی با مارک های مختلف، به شدت تحت تاثیر تغییرات و شرایط جهانی شدن قرار گرفته اند و به اشکال گوناگون از خود عکس العمل نشان می دهند و چنان که می بینیم مد در زندگی آن ها نقش مهم و اساسی بازی می کند. مراجعه به کانال های موسیقی چونTMF وMTV و... از طریق آنتن های ماهواره ای به شدت در نسل جوان کشور رایج است. بسیار دیده شده که یک جوان کارگر با درآمد روزانه ای سه الی چهار هزار تومانی، برای خود پیراهن یا شلواری با مارک خارجی را با قیمت ٢٥ هزار تومان می خرد تا بلکه بدین طریق خود را با شرایط دیگر جوانان وقف دهد و در واقع یک هفته حقوقش را بابت آن پیراهن یا شلوار پرداخت کرده است. نسل سوم کشور لباس هایی با نوشته یا مارک های معروف را می پوشند تا بلکه بدین طریق با این نوع پوشش اعتراض خود را به وضع موجود جامعه با تمام محدودیت ها و ممنوعیت هایش، ابراز کند و این برخورد آن ها در واقع می توان نوعی تجددخواهی و نوگرایی به حساب آورد. این روش ها و برخوردها به عبارتی نوعی دفاع از حقوق انسانی و انتخاب فردی جوانان در جامعه و اجتماع است و از این زاویه مترقی می باشد و می بایست از آن حمایت همه جانبه صورت گیرد.

  1. وضعیت روحی و روانی جوانان:

در طول ٢٤ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران مشکلات روحی و روانی جوانان به شدت افزایش یافته است و آن ها در وضعیت بسیار نامطلوبی به سر می برند. وضعیت فوق بیانگر یک واقعیت اجتماعی است. واقعیتی تلخ و فراگیر از سلامت جسمی و روانی نسلی که در حال فروریختن اند. عواملی چون فقدان امنیت شغلی، بی هویتی، عدم اطمینان نسبت به آینده، مشکلات اقتصاد و اجتماعی وجود انواع تحقیرها و تبعیضات، رواج اعتیاد، مشکلات ازدواج، وجود بی عدالتی، نبود آزادی های فردی و... از جمله مواردی هستند که باعث بوجود آوردن مشکلات روحی و روانی در جوانان شده است و این مجموعه باعث نارضایتی از وضع موجود و باعث افسردگی شدید در میان نسل جوان کشور می شود. جوان در ایران دائم تحقیر شده است. جامعه به او امکان گریز از عادت ها و پیش داوری ها نمی دهد. گزارشات و آمار و ارقام و تحلیل ها همه گویای این است که روحیه پوچی، افسردگی، رخوت، سستی و بی حالی در جوانان روز به روز افزایش می یابد. شور و شوق، انگیزه خودجوشی در میان نسل جوان کشور به شدت کاهش پیدا کرده است. آن ها در بیان علل فقدان انگیزه، شور و زندگی و ایفای نقش مشارکتی فعال و سازنده اجتماعی و شیوع افسردگی حرف ها و سخن های بسیار دارند ولی این حرف ها و درددل ها در رسانه ها عمومی کشور منعکس نمی شوند. امروز درصد خودکشی و اعتیاد به دلیل بی توجهی به مشکلات روحی و روانی جوانان به شدت رو به گسترش است و این زنگ خطری برای جامعه است. این وضعیت با مسائل اجتماعی و از جمله امور سیاسی رابطه تنگاتنگی دارد یعنی این که جوان در شرایط فوق به شدت سلامتی جسمی و روانی، رشد اخلاقی و فرهنگی، اعتلای علمی، شکوفایی شخصیتی و رشد زمینه های خلاقیت اش آسیب می بیند و دیگر نمی تواند به ایفای نقش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و شرکت در تعیین سرنوشت خود و جامعه بپردازد و به نوعی به سستی و پوچی در انجام کلیه امور می رسد. و بدین طریق نشاط و تحرک و سرزندگی از او دور می شود و امید و آرزو به فردای بهتر و شادتر در میان آنان از بین می رود. آن ها دنیای پررنگی را برای زندگی می خواهند ولی در حکومت

اسلامی ایران آن ها چنین چیزی را تجربه نمی کنند و به خاطر همین خیلی از نسل سومی ها از این که کاری برایشان در جامعه صورت نمی گیرد ناامید و مایوس شده اند. بی توجهی به خواست ها و تمایلات و مشکلات روحی و روانی نسل جوان کشور می تواند در آینده تاثیرات مخرب و ناهنجاری در جامعه به جا بگذارد. اگر حکومت نتواند به انبوه سئوال های بی جواب انباشته شده نسل سوم پاسخی مناسب دهد بی شک باعث سایه انداختن نومیدی و بی آیندگی بر ذهن و جان آن ها خواهد شد. در حال حاضر دل های این قشر بزرگ اجتماعی بی امید و روزهایشان خفته است. باید آن ها را به اشکال گوناگون به تحرک نشاط و جنبش درآورد.

  1. جوانان و مهاجرت به خارج کشور:

از دهه ٦٠ و بخصوص ٧٠، بخشی از جوانان کشورمان برای کارکردن به یک سری کشورها چون ژاپن و کره جنوبی و... سفر کردند. در این کشورها به دلیل کمبود کارگر، ایرانیان جوان توانستند برای مدتی در آنجا به کارگری بپردازند. درآمد حاصل از این مشاغل کارگری بسیار قابل توجه به پول ایران بود و پس از بازگشت آن ها توانستند زندگی متوسطی را از حاصل درآمد خود در خارج تشکیل دهند. در ضمن وزارت کار و امور اجتماعی با بستن قرارداد با کشورهایی چون کره جنوبی و... تعدادی کارگر جوان و متخصص را به آن کشورها فرستاد و آن ها به مدت ٦ تا یک سال به کار مشغول شدند و در قیاس با ایران درآمد آن ها بسیار بالا بود.

از اواخر سال ١٩٩٩ و بخصوص اول ژانویه سال ٢٠٠٠ موج جدیدی از مهاجرت ایرانیان بخصوص قشر جوان به خارج و به ویژه به اروپا و کانادا دیده می شود. در سال ٢٠٠٠ در حدود ٣٥١٦٩ ایرانی در اروپای غربی تقاضای پناهندگی سیاسی کردند. چنانچه بخواهیم مقایسه ای بین تعداد پناهندگان در سال ٢٠٠٠ با ٥ سال آخر دهه ٩٠ انجام دهیم (١٩٩٩ –١٩٩٥) خواهیم دید که رقم ایرانیان و مهاجر نسبت به گذشته افزایش زیادی را نشان می دهد. در بین سال های ١٩٩٩ - ١٩٩٥ در حدود ٦٣٧٥٢ نفر طی ٥ سال به اروپای غربی آمده اند. اما فقط در سال ٢٠٠٠ این تعدا به ٣٥١٦٩ نفر بالغ می شود. از اواسط سال ٢٠٠٠، کشورهای اروپایی برای مقابله با سیل پناهندگان، تلاش های زیادی را آغاز کردند. آن ها برای مقابله با این موج وسیع، به اتخاذ سیاست های جدید پناهندگی روی آوردند تا بلکه بتوانند با اقدامات قانونی جلوی ورود مهاجرین جدید را بگیرند. علاوه بر مورد فوق، دولت های مذکور موفق شدند راه بوسنی یا یوگسلاوی سابق را ببندند و بدین طریق جلوی ورود ایرانی ها، ترک ها، افغان ها، روس ها و دیگر اقلیت های مهاجر را تا حدودی به صورت موقت گرفتند. به عنوان مثال از اول ژانویه سال ٢٠٠١ تا آخر ماه اکتبر سال ٢٠٠٢ تعداد متقاضیان پناهندگی ایرانی به ٤٢١٩ نفر کاهش پیدا کرد. یعنی به یک سوم تعداد پناهندگان ایرانی در سال ٢٠٠٠ رسید. حد متوسط سنی این جوانان متقاضی پناهندگی ٢٧ سال است.

فایل ورد 17 ص