| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 7 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 96 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق اضطراب
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 28
یکی از شایعترین اختلالات روانی عصر حاضر اضطراب است، بهطوریکه قرن بیستم را عصر اضطراب خواندهاند(انجمن روانپزشکی آمریکا[1]، 2001). اضطراب یک واکنش طبیعی و عادی به فشارهای روانی است و دارای مؤلفههای جسمی و روانی است. زمانی اضطراب به شکل یک مشکل یا عارضه در میآید که یک پاسخ غیر واقع بینانه و بیدلیل به این فشارها داشته باشد. در بعضی از موارد اضطراب خود منبع پریشانی میشود و فرد مضطرب به اضطراب دوباره دچار میشود(هلن کنرلی[2]،1384: 15).
«در واقع اضطراب یک مفهوم چند بعدی است که دارای سطوح مختلف بدنی، شناختی، عاطفی، و بین فردی میباشد. این پدیده در واقع یک علامت هشدار دهنده است. وجود حدی از اضطراب برای حفظ بقا و ادامة حیات فرد لازم و ضروری است و حالت انگیزشی برای فرد دارد؛ اما اگر مقدار آن از حدّ لازم بگذرد موجب بههم ریختگی سازمان فکری و رفتاری فرد خواهد شد. بنابراین ممکن است ما را از مسیر زندگی خارج کند، به نحوی که مهار زندگی را از دست بدهیم» (جان بزرگی،1388: 35). «در افراد مبتلا به اختلال اضطرابی، افکار مزاحم غالباً به شکل نگرانی از احتمال رویدادها و پیامدهای آتی، با تفسیر فاجعهآمیز از رویدادهای گذشته در میآیند که تأکید آنها برجنبههای منفی، بهویژه با توجه به اشتباهات احتمالی فرد است. این نگرانی های مزاحم و تفسیرهای اغراق آمیز و ناراحت کننده، ویژگی تجربة اضطرابی هستند و اغلب به نظر میرسد کیفیتی خودکار دارند که بیشتر از خود افراد سرچشمه میگیرد تا از موقعیتهای زندگی آنها. ویژگیهای اضطراب عبارتند از: احساس عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی. شخص مضطرب، از عصبی بودن، تنش، بیقراری وتحریک پذیری شکایت دارد و اغلب شبها به سختی میخوابد. شخص مضطرب به آسانی خسته میشود، دلشوره دارد و از سردرد و تنش عضلانی و اشکال در تمرکز رنج میبرد. این افراد نسبت به نشانههای تهدید بسیار حساس هستند. در چنین افرادی حساسیت زیاد، گوش بهزنگی، و حاضر و آماده بودن برای توجه به تهدیدهای بالقوه مشاهده میگردد»(ساراسون و ساراسون[3]، 1390: 307). این توجه و حساسیت زیاد و افراطی موجب گوش بهزنگی در فرد میشود، یعنی به فرد هشدار میدهد که خطر در راه است که اگر شدت زیادی داشت باعث میشود که فرد برای مقابله با آن اقداماتی به عمل آورد مثل الکل، دارو و... . ترس هم به همین ترتیب یک هشدار است ولی باید میان آن و اضطراب تمایزی قائل شد (کاپلان و سادوک[4]، 2001).
در واقع شاید بتوان گفت اضطراب نوعی ناراحتی و بیمناکی است که گاه با نشانههای آزار دهنده و ناخوشایندی همراه است و به سه نشانه میتوان فهمید اضطراب نابهنجار است:
1- نگرانی: به کوچکترین نکات توجه میکند و همه چیز را زیر ذره بین قرار میدهد ولی برای رفع آنها اقدامی نمیکند.
2- اجتناب: حذر کردن و دوری جستن از موقعیتهای اضطراب آور، وحشت آمیز: اضطراب، ظرف چند دقیقه شدت مییابد و نشانههای آن افزایش مییابد (طباطباییفر،1389).
3- اضطراب: احساس فراگیر و ناخوشایندی است که با علائم جسمی ناشی از دستگاه خودکار مثل سردرد، تعریق، تپش قلب، تنگی نفس، ناراحتی معده، افزایش فشار خون و بیقراری همراه است (کاپلانوسادوک، 2001).
بهبیان دیگر هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی مانند نگرانی، دلشوره، وحشت، ترس بیان میشود و سبب بههم ریختگی تعادل فرد میگردد اضطراب است؛ چراکه فرد دائما بهمنظور برقرار کردن تعادل در حال کوشش است. میتوان گفت اضطراب محرکی بسیار قوی است که امکان دارد گاهی مفید و زمانی مضر باشد و این وابسته به درد ترس و مقدار خطر دارد که متوجه فرد است (شیهان، 1989 ،ترجمه پور افکار،1368).
بهطور کلی از تعاریف میتوان چنین نتیجه گرفت که اضطراب احساسی رنجآور یا انتظار خطری که به شیئــی نامعین یا اتفاق مشخصی وابسته نیست.
[1].Ranpzshky Society of America
[2].Helen Knrly
[3].Sarason and Sarason
[4].Kaplan and Sadvk
فهرست مطالب
اضطراب
تعریف اضطراب
علائم اضطراب
علائم رفتاری
علائم فیزیکی
علائم معده-رودهای
علائم دستگاه ادراری
علائم تنشی
طبقهبندی اختلالات اضطرابی
اضطراب تعمیمیافته
اختلال وحشتزدگی
اختلالات هراس....
هراس خاص
اختلالات اجتماعی
اختلال وسواس فکری-عملی
اختلال فشار روانی پس آسیبی
بررسی اجمالی پیشینة نظری و سوابق پژوهش
فهرست منابع
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 120 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 77 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق رسانه و اعتماد مخاطب
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 77
"فرد اینگلیس" رسانه را چیزی می داند که تجربه را به دانش تبدیل می کند. وی می گوید: رسانه ها علاماتی را ارائه می کنند که به رویدادهای زندگی روزمره معنا می دهد (اینگلیس، 1377، 6).
رسانه های ارتباطی با توجه به تعداد افرادی که در جریان ارتباط با آن درگیر می شوند و از آن بهره می گیرند به سه گروه تقسیم می شوند:
وسایل ارتباط فردی: وسایلی که برای ایجاد ارتباط بدون واسطه بین شخص پیام دهنده (فرستنده) و شخص پیام گیرنده (گیرنده) مورد استفاده قرار می گیرد. مثل زبان، خط و ...
وسایل ارتباط گروهی: وسایلی که هنگام ارتباط با واسطه و از راه دور مورد استفاده قرار می گیرد. این وسایل می تواند گفتاری یا نوشتاری باسند. مثل تلفن، تلکس و ..
وسایل ارتباط جمعی: رسانه هایی هستند که برای تمامی گروههای جامعه مورد استفاده قرار میگیرند. منظور از وسایل ارتباط جمعی بیشتر مطبوعات، رادیو و تلویزیون است (معتمد نژاد، 1371، 66-61).
منظور از وسایل ارتباط جمعی آن دسته از وسایل ارتباطی است که بر اثر پیشرفت تکنولوژی های ارتباطی و تمدن بشر در طول سال های اخیر به وجود آمده و ویژگی اصلی آن قدرت و توانایی زیاد و شعاع عمل و وسیع است (کازنو، 1376، 16).
رسانه های جمعی در معنای وسیع کلمه شامل کلیه وسایل ارتباطی است که در سطحی گسترده به انتشار اطلاعات، اخبار، عقاید و نظرات می پردازد. این وسایل دارای تنوع فراوانی است و طیف گسترده ای از ابزارهای کنترل اجتماعی از جمله: روزنامه ها، کتاب، رادیو، تلویزیون و شبکه های رایانه ای و .... را در بر می گیرد.
اوج شکوفایی تحقیقات و پژوهش های مربوط به فهم فرآیند ارتباط جمعی مربوط به دهه های 1970، 1960 است. در طی این سال ها موضوعات و مسائل خاصی همچون: آثار دراز مدت اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیکی رسانه ها و روابط آنها با جامعه و مخاطب، ریشه های اجتماعی و روانشناختی پاسخها و واکنش های مخاطبان، اشکال محتوا، به ویژه اطلاعات مربوط به اخبار و واقعیت در عرصه پژوهش های ارتباطی مطرح شد (حسینی پاکدهی، 1376، 2).
رسانه های همگانی مانند مطبوعات، رادیو، تلویزیون، سینما و امثال آنها و همچنین فرایند ارتباط همگانی در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری تحت بررسی و مطالعه دقیق و منظم قرار گرفته اند. این مطالعات و تحقیقات گسترده حکایت از اهمیت رسانه های همگانی به عنوان نهاد مهم اجتماعی می کند. رسانه های همگانی صنعتی متحول و در حال رشد هستند. در این رابطه، شرایط و زمینه را برای استخدام نیروی انسانی، تولید کالاهای هنری و معنوی و ارائه خدمات فراهم می سازند. رسانه های همگانی در جامعه وسایل و ابزار قدرت هستند. همچنین آنها به عنوان جایگاهی به شمار می روند که از آنجا فرهنگ جریان می یابد. در این رابطه می توان گفت رسانه ها بر شیوه های رفتاری، نحوه سلوک ها و سلیقه های عمومی در جامعه و بر هنجارها اثر می گذارد.
بدین ترتیب رسانه های همگانی به واسطه جامعیتی که دارا هستند می توانند سایر فرایندهای ارتباطی را در سطوح زیرین خود تحت تأثیر قرار دهند. بدون تردید، افراد بیشترین اطلاعات را مستقیماً از رسانه های همگانی دریافت می کنند (مهرداد، 1380، 9و13).
2-1-2 وظایف و کارکردهای رسانه:
کارکرد[1] عبارت است از حاصل یا نتیجه نوعی وجود یا عمل (حرکت) اشخاص یا اشیاء و از جمله پدیدههای لمس ناپذیر چون الگوهای فرهنگی، ساختار های گروهی و نگرشها.
به دیگر سخن کارکرد به معنای نقش یا اثری است که هر پدیده در زنجیره ای از پدیدههایی که با آن مرتبط میباشد، باقی میگذارد. دورکیم در کتاب تقسیم کار اجتماعی، کارکرد را در همین معنا به کار گرفته است. ویلیام اسکیدمور[2] معتقد است بهترین راه برای فهمیدن این واژه در نظر گرفتن آن به عنوان یک اثر است و فونکسیون هرعملی، اثر آن است.
مرتن[3] نیز کارکردهای اجتماعی را به کارکردهای آشکار و پنهان و کارکردهای مثبت و منفی تقسیم کرده است، تا این تلقی به وجود نیاید که آثار اجتماعی یک رفتار یا نهاد اجتماعی، الزاماً از آثار آشکار و مثبت جامعه حکایت میکند (www.tebyan.net).
بنابراین هر سازمانی که در متن جامعه پدید میآید، باید دارای کارکردهایی در خدمت جمع و جامعه باشد و چنان تنظیم گردد که بتواند همانند یک تن، به صورتی هماهنگ، خدمات خود را به جامعه که منشا و موجد آن است، عرضه دارد. سازمان های ارتباطی نیز از این قاعده مستثنی نیستند وتقریباً همه محققان و دست اندرکاران مسائل و نیازهای جامعه، مخصوصاً صاحبنظران وسایل ارتباطی بدان اندیشیده اند (ساروخانی، 1385، 83). نیل پستمن[4] معتقد است: در حقیقت این وسایل ارتباط جمعی هستند، که در بعد گسترده ای از یک سو نقش روزافزون خود را بر آنچه بدان وقوف مییابیم، با آن آشنا شویم، رویاروی آن قرار میگیریم، هر آنچه را که تجربه میکنیم و آنچه را که به عنوان تجربه میاندوزیم. آنچه را که به عنوان دانش میآموزیم و آن گونه که دانستههای خود را میسازیم و شکل میدهیم بر عهده گرفتهاند و به آنها شکل و جهت میدهند: بلکه از سوی دیگر به گونهای رو به تزاید به ما تحمیل میکنند که به چه بیندیشیم، چگونه بیندیشیم، چه و چگونه و چرا احساس کنیم، رابطه مان با خود و دیگران چگونه و به چه میزان باشد و... به بیان کلی، این وسایل ارتباط جمعی هستند که حاکمیت ما را برخود و بر اندیشه و بر احساس و ادراک ما و نیز بر روابط انسانی و اجتماعی ما از ما ربودهاند (پستمن، 1378، 15).
ژان کازنو درباره همین طرز اندیشه مینویسد: این اندیشه در نظر مردم چه عادی چه تحمیل کرده، رواج یافت که وسایل ارتباط جمعی قدرتی فوق تصور دارند و میتوانند افکار فلسفی و سیاسی را منقلب نموده شکل تازه ای بدان بخشند و به اختیار تمامی رفتارها را هدایت نمایند. بر اساس همین اصل این عقیده رواج یافت که مبارزات انتخابی از طریق تلویزیون، موجبات القای انتخاب کنندگان را فراهم می آورد، زیرا حزبی که بیش از همه از تلویزیون استفاده میکند، لزوماً از انتخابات، پیروز بیرون خواهد آمد (ساروخانی، 1385، 98).
[1] Function
[2] William Skidmor
[3] Merton
[4] Nile Postman
فهرست مطالب
رسانه
تعریف رسانه
وظایف و کارکردهای رسانه
وظایف رسانههای خبری
خبر چیست؟
تاریخچه خبر
اهمیت اخبار و اطلاع رسانی
رسانه و اعتماد مخاطب
اعتماد به عنوان پدیده ای مهم
پیشینه تاریخی مفهوم اعتماد
مخاطب
انواع مخاطبان
ویژگیهای مخاطبان
نیاز به شناخت مخاطب
رسانه و اعتماد مخاطب
عوامل موثر در افزایش اعتماد به برنامه های خبری
علل بی اعتمادی به خبر رسانه ها
افکار عمومی
نظریه های ارتباطی
نظریه اعتماد
رویکرد فلسفی از مفهوم اعتماد
عناصر دخیل در مفهوم اعتماد
کارکردهای گوناگون اعتماد
نظریه اقناع
پیشگامان نظریه اقناع
اقناع چیست؟
هدف ترغیب
شیوه های اقناع
پیشینه تحقیق
منابع و مأخذ
| دسته بندی | اقتصاد |
| بازدید ها | 5 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت سود
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 54
در چند دهه اخیر واژه مدیریت سود به عنوان یکی از حیاتی ترین مسائل گزارش گری مالی در نظر گرفته شده است و توجه بیشتری را به خود جلب کرده است.
مدیریت سود عبارت است از فرایند انجام اقدامات عمو.می در محدوده اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری که سبب رسیدن به سطح سود مورد نظر می شود . بنا به گفته برگستالر داماس (1988) مدیریت سود عموماً در برگیرنده محدوده وسیعی از اقداماتی است که بر سود اثر می گذارد و محدوده وسیعی از اقدامات عملیاتی ، سرمایه گذاری و تامین مالی و اقعی تا اقدامات دفتر داری محض را در بر می گیرد که فقط بر معیارهای حسابداری سنجش سود تاثیر می گذارد(همان منبع)
از نظر هیلی و هلن (1999) مدیریت سود ، استفاده مدیریت از از قضاوت در گزارش دهی مالی و ساختار بندی معاملات ، برای اصلاح و تعییر گزارش گری مالی است تا استفاده کنندگان صورت های مالی را در مورد عملکرد اقتصادی شرکت گمراه کند و یا بر نتایج معاملاتی که به ارقام حسابداری مثل سود بستگی دارد ، تاثیر گذارد.
فرضیه مدیریت سود در ابتدا با عنوان هموار سازی سود توسط هیپ ورث (1953 ) ارائه و بعداً توسط گوردون (1964) معرفی شد . برای اولین با ر توسط مک نیچلسون (1988) عبارت « مدیریت سود» جایگزین عبارت « همواره سازی سود » شد . از این جهت مدیریت سود در کانون توجه قرار گرفت . بر این اساس که می تواند در تهیه خلاصه ای از عملکرد شرکت اعمال نفوذ کند و نتایج مورد نظر خود را منعکس کند.
اسکیرز (1989) مفهوم مدیریت سود را به این صورت تعریف می کند « مداخله عمدی در فرایند گزارش گری مالی برای به دست آوردن سطح مورد انتظار سود » یعنی با توجه به مقاصد و اهداف مختلف مدیریت ، ممکن است سود افزایش و یا کاهش یابد یا هموار شود . مقاصد و انگیزه هایی که باعث مدیریت سود شده ، در ادبیات حسابداری بسیار زیاد بوده که برخی از آنها به شرح زیر است :
ـ دریافت پاداش های مدیریتی
این فرضیه پیش بینی می کند که اگر بر اساس یکی از معیارهای عملکرد (نظیر سود حسابداری ) به مدیر پاداش داده می شود ، وی تلاش خواهد کرد تا از روش های حسابداری استفاده کند که سود و در نتیجه پاداش خود را افزایش دهد . اگر مبالغ پرداختی به مدیر به طور مستقیم بر اساس ارقام حسابداری (مانند سود ، فروش ، دارایی ها ) محاسبه شود ، هرگونه تغییر در روش های حسابداری می تواند بر پاداش پرداختی به مدیر تاثیر گرار باشد .
ـ کاهش هزینه سیاسی
این فرضیه ، پیش بینی می کند که شرکت های بزرگ در مقایسه با شرکت های کوچک به احتمال زیاد از رویه حسابداری استفاده می کنند که سود را کمتر نشان می دهند . اندازه و بزرگی شرکت ، شاخص برای توجه و مد نظر بودن وجهه سیاسی آن است . بر این اساس ، فرض بر آن است که اگر اشخاص طرف قرار داد شرکت بدانند که سود حسابداری نشان دهنده ی تملک انحصاری مالک نسبت به سود است . در آن صورت ممکن است این آگاهی برای شرکت گران تمام شود . از این رو اگر مدیران شرکت ها حس کنند که در کانون توجهات قرار گرفته اند ، این انگیزه را دارند تا از روش های حسابداری استفاده کنند که سود را کمتر نشان می دهد . آنها با این گونه رفتار سعی دارند تا احتمال اقدامات سیاسی علیه شرکت و در نتیجه هزینه مورد انتظار سیاسی را کاهش دهند . هزینه هایی که در پی افزایش سود از سوی اتحادیه های کارگری به منظور افزایش دستمزد از شرکت ها درخواست می گردد. از جمله هزینه های سیاسی است.
فهرست مطالب
مدیریت سود
فلسفه مدیریت سود
مدیریت سود چیست؟
مدیریت سود خوب در برابر مدیریت سود بد
شیوه های مدیریت سود
مدیریت واقعی سود (دست کاری فعالیت های واقعی)
پیامدهای دست کاری فعالیت های واقعی
تفاوتهای بینمدیریت اقلام تعهدیاختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی
هزینه های مربوط به دست کاری فعالیت های واقعی
انگیزه های مدیریت سود
انگیزه های قراردادی
انگیزه های بازار
انگیزه های قانونی
حاکمیت شرکتی
هیات مدیران
کمیته حسابرسی
واحد حسابرسی داخلی
حسابرسی برون سازمانی
جنسیت مدیران
تعریف مدیریت
تفاوت مدیریتی میان مرد و زن
پیشینه تحقیق
پیشینه تحقیقات داخلی
پیشینه تحقیقات خارجی
منابع
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| بازدید ها | 5 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 41 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
عنوان تحقیق: مفهوم مشروعیت در نظام سیاسی
دسته : علوم انسانی تعداد صفحات : 42 صفحه فرمت فایل اصلی : doc
توضیحات کامل :
مفهوم مشروعیت در نظام سیاسی
(مشروعیت ) یکی از قدیمی ترین و اساسی ترین مباحث نظام سیاسی است که از یونان باستان ، توسط افلاطون و ارسطو و سپس از سوی متفکرانی همچون سیسرو ، آگوستین قدیس ، توماس آکویناس ، فارابی ، ابن رشد ، غزالی ، ماوردی ، ابن سینا و سایر شخصیت های مشرق و مغرب زمین مورد توجه قرارگرفته و با تقسیم حکومت به آریستوکراسی ، دموکراسی ، مونارکی ، جمهوری و مانند این ها به بحث ازمصادیق حکومت های مشروع و نامشروع پرداخته شده است . هر حکومت ، دولت و یا نظام سیاسی برای حدوث و بقای خود ناچار به بازشناسی مبانی مشروعیت نظام سیاسی خویش است تا با پشتیبانی از مبانی بتواند در امور عمومی و اجتماعی مردم تصرف کند و حق فرمانروایی را از آن خود قرار دهد ؛ زیرا در زمینه ی مشروعیت سیاسی ، مهمترین پرسش های ذیل پاسخ داده می شود و حق حاکمیت از آن حاکم و لزوم اطاعت از سوی مردم را توجیه می نماید . این که مشروعیت به چه معناست و در کدام یک ازحوزه های علوم سیاسی مورد بحث قرار می گیرد ؟و نیز منبع و منشا مشروعیت در نظام های سیاسی چیست و چه رابطه ای میان مشروعیت با مقبولیت و کارآمدی برقرار است ؟ آیا قدرت ، اقتدار ، زور و غصب حکومت ، منشا مشروعیت و مقبولیت آن میگردد و در تثبیت حق حاکمیت توان مند است ؟ آیا مشروعیت مبتنی بر سنت ، مقبولیت آفرین است و آیا توافقات عقلایی و قراردادهای اجتماعی مشروعیت سازند و آیا ویژگی های رهبران فرزانه می تواند منشا مشروعیت قرار گیرد ؟ و ده ها پرسش دیگر .
مشروعیت با دو رکن مهم از نظام های حکومتی سروکار دارد ، نخست با رکن حاکم و این که چرا و به چه دلیل توده ی مردم باید از فرمان ها و دستورهای حاکم اطاعت کنند و بر چه اساسی باید فلان حاکم ، حکمرانی نماید و دوم ، رکن نظام حکومتی و این که چرا برای نمونه حکومت دموکراسی ، لیبرالیستی ، نخبه گرایی ، اشراف سالاری و مانند این ها باید تحقق یابند و اصلاً ملاک مشروعیت حکومت ها چیست ؟ ایا حکومت زورمدارانه و استبدادی ، مشروعیت دارد یا تنها مشروعیت نوع حکومت از طریق رضایت و اراده ی عموم مردم و یا از ناحیه ی انطباق آن با اراده و فرامین حق تعالی تحقق پذیر است ؟
مشروعیت در حوزه ی اندیشه ی سیاسی ، از بحران مفهومی و کاربردی ایمن نیست و بر این اساس پاره ای از نویسندگان با نیافتن خاست گاه آن ، به برداشت های متفاوتی دست یافتند و با خلط میان معنای لغوی و اصطلاحی و نیز آمیختگی میان مشروعیت هنجاری و غیر هنجاری و همچنین مشروعیت ایدئولوژیکی و ساختاری و شخصی ، به تذبذب و اعوجاج فکری گرفتار شدند.
قانونی بودن ، انطباق با سنت ها ، قانونیت همراه با رضایت مردم ، برخورداری از ویژگی های اخلاقی ، توجیه عقلی اعمال قدرت حاکم ، حقانیت تام ، مقبولیت و اراده ی عمومی یا اکثریت توده ی مردم ، مطابقت با آموزههای دینی و.. نمونه هایی از تعاریف ارائه شده از این واژه می باشد .
1-تعاریف مشروعیت
اینک به پاره ای از تعاریف در زمینه ی مشروعیت اشاره می شود :
1 ـ مشروعیت عبارت است از توجیه عقلانی ( اعمال سلطه و اطاعت ) . اگر اطاعت ، غیر عقلانی باشد ، مستند به سنت جاری (Traditional) یا محبوبیت حاکم ( فره ایزدی یا (Charisma خواهد بود .1
2 ـ مشروعیت یعنی توجیه عقلی ( اعمال قدرت حاکم ) و این که حاکم برای اعمال قدرت خود چه مجوزی دارد و مردم چه توجیه عقلی را برای اطاعت از حاکم ارایه می کنند . مشروعیت ، متضمن توانایی نظام سیاسی در ایجاد و حفظ این اعتقادات است که نهادهای سیاسی موجود ، مناسب ترین نهادها برای جامعه هستد . مشروعیت ارتباط نزدیکی با مفهوم تعهد و التزام به فرمان برداری دارد .[1]
3 ـ مشروعیت به معنی قانونی بودن یا طبق قانون بودن است . این کلمه دراروپای سده ی میانه هم به همین معنا به کار می رفت . سیسرو (Cicero) این واژه را برای بیان قانونی بودن قدرت به کار برد . بعدها واژه ی مشروعیت در اشاره به روش های سنتی ، اصول قانون اساسی و انطباق با سنت ها به کار رفته است . بعد از آن هم مرحله ای فرا رسید که در آن ، عنصر رضایت به معنی آن افزوده شد و ( رضایت ) ، پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانسته شد . [2]
4 ـ وقتی حکومت ، مشروعیت دارد که مردم تحت فمان ، اعتقاد راستین داشته باشند بر این که ساختار ، عملکردها ، اقدامات ، تصمیمات ، سیاست ها ، مقامات ، رهبران یا حکومت از شایستگی ، درست کاری یا خیر اخلاقی از حق صدور قواعد الزام آور برخوردار باشند .[3]
5 ـ ژان بیندال ، مشروعیت را چنین تعریف می کند که مردم به طور طبیعی و بدون تردید ، سازمانی را که به آن تعلق دارند ،[4] می پذیرند .
6 ـ ج ـ ک . رابرت می گوید : ( مشروعیت همان اصلی است که دلالت می کند بر پذیرش همگانی دست یافتن شخص یا گروه معینی به مقامی سیاسی ، به طور کل از راه اعمال قدرت یا در برخی موارد ویژه بر این اساس که اعمال قدرت برای دست یابی به آن مقام با برخی اصول و رویه های عمومی اجرای اقتدار هماهنگ است ) .[5]
7 ـ نظریه ی مختار : مشروعیت (Legitimacy) که از صفت (Legitimate) اشتقاق یافته ، در لغت به معنای ( قانونی ) ترجمه شده است . این اصطلاح از روزگاران قدیم در فلسفه و کلام سیاسی ، مورد توجه قرار گرفته و از قرن نوزدهم در جامعه شناسی سیاسی که یکی از شاخه های علوم سیاسی می باشد مطرح گردید . فلسفه ، کلام و یا فقه سیاسی به مسائل هنجاری و باید و نباید های حقوقی و ارزشی درحوزه ی سیاست می پردازند . بر این اساس ، مشروعیتی که در این شاخه های علوم سیاسی مورد بحث قرار می گیرد ، ( مشروعیت هنجاری ) نام دارد .و جامعه شناسی سیاسی ، تلاش فکری در جهت توضیح و تبیین پدیده ها و رفتارها و ساخت های سیاسی به وسیله ی عوامل اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی است . موضوع این رشته ی سیاسی ، روابط دولت و جامعه و تاثیرات جامعه بر روی دولت است. این علم به بررسی محیط اجتماعی ـ سیاسی می پردازد .[6]
به همین دلیل ، مباحث مربوط به جامعه شناسی سیاسی از جمله مسله ی مشروعیت و منابع آن ، کاملاً غیر هنجاری است . یعنی از هست ونیست های روابط میان دولت و ملت سخن به میان می آورد و به بایستی ونبایستی های حقوقی و ارزشی نظر ندارد .
( مشروعیت به مفهوم مقبولیت ) و مورد رضایت مردم در حوزه ی جامعه شناسی سیاسی و ( مشروعیت به مفهوم حقانیت ) در برابر غصب (Usurpation) یعنی ناحق بودن حکومت در حوزه ی فلسفه ، کلام و حقوق سیاسی مورد بحث قرار می گیرد . در فلسفه ی سیاسی ، پرسش اصلی آن است که حق حاکمیت از آن کیست و چه کسی باید حکومت کند و آیا نوع حکومت و یا شخص حاکم ، حق است یا ناحق ؟ مشروعیت دارد یا ندارد ؟ حقانیت دارد و یا غاصب است ؟
در جامعه شناسی سیاسی ، پرسش بدین گونه است که چگونه یک حکومت ، کارآمد خواهد بود و دوام و مقبولیت و رضایت مردمی پیدا می کند ؟ یک حاکم معین در جامعه ی دینی یا غیر دینی ، با چه فاکتورها و شرایط و عواملی ، محبوبیت می یابد ؟ آیا زور و غلبه و فشار سیاسی ، منشا استقرار و استمرار نظام سیاسی می شود ؟ آیا وراثت ، شیخوخیت ، نژاد پرستی ، ملی گرایی ، اشراف سالاری ، نخبه گرایی ، ویژگی های اخلاقی و شخصی و وارستگی و فرهمندی عرفانی ، منابع مشروعیت جامعه شناسانه به شمار می روند ؟مشروعیت در جامعه شناسی سیاسی ، و به حق و ناحق بودن حکومت و حاکم کار ندارد و به مقبولیت مردمی و پایگاه اجتماعی حکومت نظر دارد که آن هم مقوله ای تشکیکی بوده و دارای مراتبی است ؛ یعنی هیچ دولتی صد در صد مقبول یا نامقبول نیست . آیا مشروعیت هنجاری و یا ناهنجاری یا فلسفی و جامعه شناختی ، ارتباط مستقیم با قدرت دارد ؟ حکومت و حاکمی که مشروعیت فلسفی ، کلامی و حقوقی را به دست آورد ، قدرت و اقتدار او مشروع است ودر غیر این صورت ، نامشروع و ناحق می باشد ؛ حتی اگر نفوذ اجتماعی فراوانی داشته باشد ونیز حاکم و حکومتی که به دلایل و عوامل معرفتی ، اجتماعی ، روان شناختی مقبولیت مردمی و رضایت اجتماعی پیدا کند ، قدرت بالفعل سیاسی نیز به دست می آورد ؛ گرچه با نگاه فلسفی و کلامی ن مشروع و حق نباشد ؟
2-منابع مشروعیت
اندیشمندان علوم سیاسی از دو زاویه ی فلسفی و جامعه شناختی به بحث منابع مشروعیت پرداخته اند .
ماکس وبر سه نوع مشروعیت سنتی ، کاریزمایی و قانونی را به عنوان منابع مشروعیت بر می شمارد .
1) مشروعیت سنتی (Traditional)
که مبتنی بر اعتقاد متداول میان سنت ها و فرهنگ های مختلف است واز قدیم الایام اعتبار داشته و حکومت های وراثتی ،شیخوخیت ، پدر سالاری ، نژاد پرستی ، اشراف گرایی و غیره را به خود اختصاص داده است .
2) مشروعیت فره مندانه و کاریزمایی (Charismatic)
که مبتنی بر فرمان برداری غیر عادی و استثنایی از یک فرد به جهت تقدس ، قهرمانی و یا سرمشق بودن وی و از نظامی که او ایجاد کرده و به او الهام شده است .
3) مشروعیت قانونی که مبتنی بر اعتقاد به قانونی بودن مقرارت موجود و حق اعمال سیادت فراخوانده است . البته مراد ماکس از قوانین در این جا توافقات عقلایی است .[7]
دیوید ایستون ، بر اساس سه نوع منبع به توصیف سه قسم ازمشروعیت می پردازد :
1 ـ مشروعیت ایدئولوژیک : وقتی که منبع مشروعیت ایدئولوژی ، حاکم بر جامعه باشد ، آن را مشروعیت ایدئولوژیک می نامند . نظام سیاسی در واقع تجسم کمال مطلوب ها ، هدف ها و مقصدهایی است که اعضای جامعه را در تفسیر راه و توضیح حال کمک می کند و تصوری از آینده در ذهن می آفریند . ایدئولوژی ،هدف های نظام سیاسی را تصویر و اعلام می کند .
2 ـ مشروعیت ساختاری : هر نظام سیاسی ، اصولی در مورد واگذاری قدرت سیاسی و اعمال اقتدار دارد و بر پایه ی این اصول از مردم می خواهد که اعتبار ساختارها و هنجارهای رژیم را بپذیرند . اگر اعتبار ساختارها و هنجارهای رژیم پذیرفته شود ، مشروعیت ساختاری به وجود می آید .
3 ـ مشروعیت شخصی : اگر رهبران ، شخصیت و رفتار برجسته ای داشته باشند و اگر مردم آن ها را قابل اعتماد و علاقه مند و متوجه به مسائل خود بدانند یا از آن ها بخواهند جامعه را به طرز دیگری اداره کنند و آن ها هم بپذیرند ، واقعیت غیر قابل انکاری پدیدار می شود که آن را مشروعیت شخصی می نامند .[8]
گریس جونز منابع مشروعیت نظام سیاسی انگلستان را بدین شرح گفته است :
1 ـ تداوم نهادهای سیاسی و اجتماعی
2 ـ سنت عدم خشونت
3 ـ باورهای دینی
4 ـ باور به ارزش ها
5 ـ روند آزادی و یک دلی انتخاباتی
6 ـ جامعه ی هماهنگ و یک پارچه و تداوم سنت های آن
7 ـ فرهنگ سیاسی انطباق پذیر
به عقیده ی فردریک منابع مشروعیت عبارت اند از :
1 ـ دینی ، 2 ـ فلسفی ، 3 ـ حقوقی ، 4 ـ روشی ، 5 ـ تجربی ،[9]
مکاتبی مانند داروینسیم اجتماعی که اندیشه های سیاسی و اجتماعی خود را بر تنازع بقا و بقای اصلح مبتنی می سازند ، مشروعیت نظام حکومتی و انواع تصمیم گیریهای اجتماعی و بین المللی را بر اساس قهر و غلبه و زور و نزاع و مانند اینها قلمداد می کنند . متاسفانه این ره یافت سیاسی علاوه بر اندیشه ی سیاسی غرب و ظهور آن در افکار کسانی همچون ماکیاولی ، هابز ، و نیچه در اندیشه ی سیاسی پاره ای از متفکران نظیر غزالی و ماوردی نیز به چشم می خورد . این تئوری درواقع مبنای مشروعیت حکومت های استبدادی و دیکتاتوری می باشد .
مشروعیت الهی ، یکی دیگر از منابع مشروعیت است که در بستر تاریخی در کشورهای شرق و غرب مورد تایید قرار گرفته ، البته با این روی کرد که حاکمان و پادشاهان با بسط ید تام و حتی خارج از فرمان ها و دستورهای الهی ، خلیفه ی خداوند می شدند و تمام فسق و فجور آن ها با تفکر جبرگرایی یا تئوری مشروعیت الهی اصلاح می گردیدند و حکومت های سنتی و وراثتی را نیز از مصادیق مشروعیت الهی قلمداد می کردند . این نوع از مشروعیت در دوران قرون وسطی در مغرب زمین و نظام سیاسی بنی امیه و بنی عباس و حکومت های عثمانی ظاهر بوده است . اسلام اصیل و ناب محمدی (ص) و آیات الهی و روایات پیشوایان دین با تفسیر دیگری ازمشروعیت الهی که مبتنی بر جهان بینی ، انسان شناسی و معرفت شناسی معینی است ، نظام سیاسی خود را تثبیت می کند که توضیح آن در بخش بعدی خواهد آمد .
| دسته بندی | اقتصاد |
| بازدید ها | 16 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 614 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق ارزیابی عملکرد مالی
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 34
در محیط رقابتی کنونی که یکی از مشخصه های بارز آن کمیابی منابع است، مدیریت و ارزیابی عملکرد، نقشی حیاتی برای سازمان ایفا می کند (آمادو و همکاران، 2012). صاحبنظران و محققان معتقدند عملکرد، موضوعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیلهای سازمانی است و مشکل بتوان سازمانی را تصور کرد که مشمول ارزیابی و اندازهگیری عملکرد نباشد. سازمان ها جهت فراهم آوردن بازخورد به مدیران در ارتباط با نیل به اهداف استراتژیک به ارزیابی عملکرد متکی اند (کراونس و همکاران، 2010). مدت هاست تئوری مدیریت و مدیریت در عمل، رابطه ای بین اندازه گیری عملکرد اثربخش و مدیریت اثربخش قائل شده اند. انداره گیری عملکرد، هدف نهایی نیست ولی ابزاری برای مدیریت عملکرد اثربخش است (لاندبرگ وهمکاران، 2009). اثربخشی اندازه گیری عملکرد به چگونگی استفاده از آن وابسته است و اندازه گیری عملکرد به عنوان ابزاری مدیریتی نیاز دارد که گستره ی وسیعی از معیار های عملکردی را شامل شود (وایدیا و چیتنیس، 2012). در راستای دست یابی به اهداف نهایی سازمان، ارزیابی عملکرد امکانی را فراهم می سازد تا سازمان ها بتوانند برنامه های گذشته و استراتژی های اجرا شده را با طرح استراتژی های آینده و اهداف عملکردی کارکنان مقایسه کنند (جلالیون و طاهردوست، 2012). بنا به گفته ی گرین و کیم، ارزیابی عملکرد وسیله ای است برای نیل به کل اهداف (گرین و کیم[1]، 1983). از سوی دیگر فقدان وجود نظام ارزیابی و کنترل در یک سیستم به معنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمان تلقی میگردد که پیامدهای آن کهولت و نهایتاً مرگ سازمان است. لکن مطالعات نشان میدهد فقدان نظام کسب بازخورد امکان انجام اصلاحات لازم برای رشد، توسعه و بهبود فعالیت های سازمان را غیر ممکن میسازد(عادلی، 1384). از این رو تعیین مناسب ترین شیوه برای ارزیابی عملکرد، از دغدغه های اصلی محققین و مدیران سازمان ها می باشد(آمادو و همکاران، 2012).
2-1-4- ارزیابی عملکرد
ارزیابی عملکرد سازمانی به چگونگی انجام ماموریتها و وظایف و فعالیت های سازمانی و نتایج حاصله از انجام آنها اطلاق می گردد. ارزیابی به فرایند پیچیدة سنجش، ارزش گذاری و قضاوت در خصوص عملکرد اطلاق می شود (انواری رستمی وحسینی، 1384). اندازهگیری عملکرد، ابزاری برای فهم وضعیت شرکت و اطمینان از موفقیت آن در آینده است. رز معتقد است اندازهگیری عملکرد، ابزاری تحلیلی است که شاخصها را تعیین میکند، نتایج را به صورت کمّی نشان میدهد و عکسالعملهای بعدی را تعیین مینماید (رز[2]، 1995). در راستای دست یابی به اهداف نهایی سازمان، ارزیابی عملکرد مقایسه برنامه های گذشته و استراتژی های اجرا شده با طرح استراتژی های آینده و اهداف عملکردی است (جلالیون و طاهردوست، 2012). همچنین ارزیابی عملکرد سنجش دورهای میزان پیشرفت اهداف کوتاه مدت و بلند مدت وگزارشدهی به مدیران است (تاکار و همکاران، 2007).
2-1-5- رویکردهای ارزیابی عملکرد سازمان
با یک نگرش عمومی ارزیابی عملکرد سازمان ها در شرایط نوین، با رویکرد هایی متفاوت صورت می گیرد. این رویکرد های متفاوت را می توان در چهار حوزه دسته بندی کرد. دسته اول رویکرد هایی هستند که سازمان را از جنبه های کیفیتی مورد ارزیابی قرار می دهند، مانند ارزیابی با استفاده از مدل تعالی سازمان ([3]EFQM). دسته دوم رویکردهایی هستند که سازمان را از جنبه ها استراتژیکی ارزیابی می کنند که یکی از مشهورترین آنها مدل کارت امتیازدهی متوازن ([4]BSC) است. دسته سوم استفاده از فنون تحقیق در عملیات[5] برای ارزیابی عملکرد است که شناخته شده ترین آنها روش تحلیل پوششی داده ها([6]DEA) است. اما در دهه گذشته نیز شاهد آن بودیم که بکارگیری ترکیبی از این رویکردهای سه گانه، بیشترین توجه محققان را به خود جلب نموده است که از این میان می توان به ترکیب روش DEA و مدل BSC جهت ارزیابی عملکرد اشاره کرد (صفایی و خلیلی، a1391). با توجه به حجم مطالعات انجام شده در سال های اخیر می توان ادعا نمود که در حوزه ارزیابی عملکرد بکارگیری فنون تصمیم گیری چند معیاره ([7]MCDM) که یک زمینه پیشرفته در حوزه ی تحقیق در عملیات محسوب می گردد (زاوادسکاس و ترسکیس، 2011) بیشترین توجه را به خود جلب نموده است و قابلیت ترکیب با روش های ارزیابی عملکرد متفاوت را به خوبی داراست و می توان آن را در دسته ی چهارم جای داد (صفایی و خلیلی،b1391).
[1] .Green & Keim
[2] .Rose
[3]. European Foundation for Quality Management
[4] .Balanced Scorecard
[5] .Operation Research (OR)
[6] .Data envelopement Analysis
[7] .MultiCriteria Decision Making
فهرست مطالب
ضرورت و اهمیت ارزیابی عملکرد
ارزیابی عملکرد
رویکردهای ارزیابی عملکرد سازمان
ویژگی های نظام ارزیابی عملکرد سازمانی کارآمد
ارزیابی عملکرد مالی چند معیاره
معیارهای ارزیابی عملکرد مالی
عملکرد مبتنی بر حسابداری
مدل «سینک و تاتِل»
ماتریس عملکرد
مدل تحلیل ذی نفعان
ساختار و چارچوب مدل تعالی سازمانی
فرآیندتحلیل سلسله مراتبی (مدل AHP)
سابقه تحقیقات مشابه
مروری بر سابقه تحقیقات مشابه داخلی
مروری بر سابقه تحقیقات مشابه خارجی
منابع و ماخذ:
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 19 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های فرزندپروری
فرمت فایل: Word
تعداد صفحات: 35
رابطه بین کودکان و والدین و سایر اعضای خانواده را می توان به عنوان نظام یا شبکه ای دانست که در کنش متقابل با یکدیگر هستند. این نظام بطور مستقیم و غیرمستقیم از طریق سبک ها و روش های مختلف فرزندپروری در کودکان تأثیر می گذارد، اکثر روانشناسان همچون بالبی[1] (1969)، فروید (1964) و مایز و پتیت[2] (1997)، صرف نظر از مکتبی که به آن معتقدند، کنش های متقابل میان والدین و فرزندان را اساس تحول عاطفی تلقی می کنند. ایشان سبک های فرزندپروری را اینگونه تعریف کرده اند: مجموعه ای از رفتارها که تعیین کنندۀ ارتباطات متقابل والد- فرزند در موقعیت های متفاوت و گسترده ای است و اینگونه فرض می شود که موجب ایجاد یک فضای تعامل گسترده می گردد».
دارلینگ و استینبرگ[3] (1993) شیوه های فرزندپروری را این گونه تعریف کرده اند: «مجموعه ای از گرایش ها، اعمال و جلوه های غیرکلامی که ماهیت تعامل کودک و والدین را در تمامی موقعیت های گوناگون مشخص می کند و در سیر حیطۀ اقتدار منطقی، استبدادی و آزادگذار مطرح شده است». تعریفی دیگر از برک لورا[4] (1998) بدین شرح است: «ترکیب هایی از رفتارهای والدین که در موقعیت های گسترده ای روی می دهد و جو فرزندپروری بادوامی را پدید می آورند». همچنین پژوهش های انجام شده بر پایه و نظریه بوم شناختی براون فنبرنر، نشان دهندۀ آن است که سبک های فرزندپروری، انعکاسی از پایگاه اقتصادی و بافت اجتماعی درون خانوادگی است. در این میان متغیر اقتصادی و اجتماعی و سطح درآمد خانواده دارای بیشترین تأثیر بوده است (به نقل از بایر[5]، 2011).
با در نظر آوردن تفاوت عظیمی که در موقعیت های زندگی افراد بی بضاعت و افراد مرّفه وجود دارد، جای تعجب است که اختلافات بیشتری در مورد ارزش ها و پرورش کودک وجود ندارد. همان تعداد معدودی را که وجود دارد می توان بر حسب بعدی از قدرت و خود فرمانی در مقابل درماندگی و فرمانبری از اوامر دیگران، در نظر آورد. والدین طبقه پایین بر احترام از اقتدار، تأکید بیشتری دارند در صورتی که والدین طبقه متوسط بر رشد و کنجکاوی، کنترل درونی، توانایی به تأخیر انداختن خوشی ها و کار به خاطر هدف های دور و حساسیت در روابط با دیگران تأکید می کنند. تفاوت بین طبقات اجتماعی مختلف از لحاظ فرزندپروری منعکس کننده تجربه اجتماعی والدین است. بزرگسالان طبقۀ کارگر غالباً دستورات را بدون چون و چرا انجام می دهند؛ رئیس آنان معمولاً در مورد علت قواعد و ضروریات کار به ندرت با آنان حرف می زند. بنابراین، والدین طبقه پایین کمتر با ساختن و تغییر و اصلاح قوانین در جامعه سرو کار دارند و به همین دلیل قواعد و ساخت و قدرت بیش از منطق وجودی آن برای آنان مطرح است. والدین این طبقه معمولاً فرزندان خود را تحت کنترل دارند، اقتدارگر و مستبد هستند و به ندرت عقاید فرزندان خود را در نظر می گیرند و برای قواعد و درخواست های خود استدلال می آورند. برعکس، افراد طبقه متوسط که کارشان ایجاب می کند خلاقیت بیشتری داشته باشند، رقابت جو باشند و خطر کنند. معمولاً فرزندانشان را در جهت مستقل بودن و خود رهبری تربیت می کنند. والدین طبقه متوسط و بالاتر، خلاقیت و موقعیت و استقلال فرزندشان برایشان اهمیت بیشتری دارد و در ضمن حس کنجکاوی تسلط بر خود را در آنان تقویت می کنند. از این رو به طور کلی، دموکرات تر هستند و در رفتار با فرزندان خود پذیراترند. رفتار گرمتری دارند، با آنان استدلال می کنند و برای مقرراتی که وضع می کنند بیشتر استدلال می آورند.
[1] - Bowlby
[2] - Mize & Pettit
[3] - Darling & Steinberg
[4] - Berklaura
[5] -Beyer
فهرست مطالب
سبک های فرزندپروری
راه های انتخاب روش های تربیتی
مسئولیت و سلامت روانی والدین
ویژگی های کودکان
محیط؛ منابع استرس و حمایت
تعریف سبک های فرزندپروری
عوامل مؤثر بر سبک های فرزندپروری
تکنیک های والدین جهت اعمال کنترل
محروم سازی از عشق
سنخ شناسی فرزندپروری
روابط والدین- فرزندان در ادوار مختلف
روابط والدین- فرزندان در جامعه پیش صنعتی (جامعه سنتی)
روابط والدین- فرزندان در قرن نوزدهم (خانواده های بورژوآ)
روابط والدین- فرزندان در زمان ایران باستان (پیش از اسلام)
تغییر در الگوی تربیت فرزندان در ایران
انواع تیپ های خانواده
خانوادۀ متکامل
پیشینه پژوهش
منابع
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 22 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق بیش فعالی و اختلال کمبود توجه /بیش فعال
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 45
اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی به شکل های مختلف و با نام های متفاوتی تعریف شده و تقریبا هیچ گاه توافقی در این زمینه وجود نداشته است . برخی از مؤلفان ، تعریف های ویژه ی خود را ارائه
می کنند . و برخی دیگر از افراد یا برخی از انجمن ها ، معیارهای خاصی را برای تعریف این اختلال به صورت بالینی ، خود در نظرمی گیرند . والدین و مربیان کودکان اغلب اصطلاح بیش فعال را جهت توصیف کودکانی به کارمی برند که سرزنده ، خستگی ناپذیر ، بسیار فعال و پرجنب وجوش هستند . این اختلال معمولا با ویژگی هایی چون بیش فعالی ، تکانشگری ، بی توجهی ، پرتحرک ، بی قرار ، پریشان و مانند اینها توصیف شده و اغلب این نگرش وجود داشته است که آن را ناشی از عوامل زیستی ، آسیب مغزی یادداشت بدانند . در این میان ، درمانگران به تعریفی عملیاتی احتیاج دارند تا در کارهایشان به آن مراجعه کنند . زیرا بدون در اختیار داشتن تعریف عملیاتی مجبور می شوند براساس مفاهیم نه چندان مشخصی هم چون آسیب مغزی ، مشکل های عاطفی ، محرومیت های محیطی و توصیف های مقوله ای گوناگون کارکنند . معمولا تعریف های متعددی که ارایه شده هرکدام برجنبه ای تأکید داشته اند . برای مثال ، وری [1] ( 1968 ) . در تعریف خود ، بر فعالیت حرکتی بیش از حد تأکید می کند : ( فعالیت حرکتی روزانه ، که به طور معناداری بیشتر ازحد عادی است ) . گاهی براساس نیاز فردی که تعریفی از این اختلال عرضه می کند ، تعریف های متفاوتی از آن به عمل آمده است . برای مثال ، کنت [2] ( 1994 ) . در واژه نامه ی ورزشی خود این اختلال را : ( فعالیت حرکتی بیش از حد ) تعریف می کند . بارکلی [3] ( 1982 ) می نویسد اگرچه برسد نشانه ها و ویژگی های بیش فعالی معمولا اتفاق نظر وجود دارد ، ولی هنوز برسر تعریف آن ، چنین توفقی حاصل نشده است . برای مثال ، بسیاری از دانشمندان معتقدند که بیش فعالی فراگیر در تکانشگری بیش فعالی و بی توجهی است . بارکلی ( 1982 ) تعریف زیر را پیشنهاد می کند :
( بیش فعالی عبارتست از اختلال رشدی در توجه ، کنترل تکانش ، بی قراری و هدایت رفتار که بطور طبیعی ایجاد می شود و ناشی از اختلال های عصب شناختی بزرگ ، حسی ، حرکتی یا هیجانی نیست ) . [4]
[1] - WERRY
[2] - KENT
[3] - BARKLEY
[4] - حمید علیزاده ، اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی ، 1383 ، انتشارات رشد ، صفحه 19 – 20
فهرست مطالب
تعاریف بیش فعالی
نظریه ها و دیدگاهها
1- نظریه ی ساز وکار برانگیختگی
2- الگوی کارکردهای هماهنگ ساز
علت بیماری ( سبب شناسی )
1- عوامل ژنتیکی
2- عوامل عصب شناختی و عصبی – شیمیایی
3- سم های محیطی
4- عوامل مربوط به تغذیه
5- عوامل روان شناختی : تعامل طبیعت – تربیت
6- رفتار والدین
میزان شیوع
علائم و نشانه ها(ویژگیهای کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه /بیش فعال )
الف ) بی توجهی
ب ) برانگیختگی سریع
ج ) بیش فعالی
د ) شروع قبل از هفت سالگی
ه ) طول مدت یا تداوم این اختلال حداقل شش ماه است .
ارزیابی و تشخیص
درمان
پیشینه ی تحقیق
منابع
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 20 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 107 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق کیفیت زندگی وسلامت سالمندان و عوامل اجتماعی - جمعیتی و اقتصادی موثر
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 40
تئوری انتقال جمعیت نخستین باردر سال 1929 توسط وارون تامپسون[1] ارائه و به مفهوم خاص آن در سال 1934، ادولف لندری[2] با نشر اثر معروف خود به نام انقلاب جمعیتی مطرح کرد و سپس مورد مطالعه بسیاری قرار گرفت (سید میرزایی 1371 : 70 ).
عوامل مؤثر بر سالخوردگی جمعیت یک فرایند انتقال جمعیت شناختی است که در آن باروری و مرگ و میر از سطوح بالا به سطوح پایین کاهش می یابد بطور کلی عامل افزایش تعداد سالخوردگان جامعه یا سالمندی جمعیت یک جامعه را بشرح زیر می توان خلاصه کرد : کاهش میزان موالید، بالا رفتن متوسط طول عمر افراد، کاهش میزان مرگ و میر و مهاجرت.
نظریه انتقال جمعیت با سابقه ای طولانی به عنوان یکی از پایدارترین دستگاه های مفهومی در جهت تبیین تاریخی، اجتماعی تحولات جمعیت ها مطرح شده است و به موازات پدیده انتقال جمعیتی از جمعیت جوان به جمعیت سالمند، همراه با این تغییر جمعیتی، الگوی بیماری ها نیز تغییر می کند و از بیماری های حاد به سمت بیماری های مزمن می رود. موضوع سلامتی و ارتباط آن با افزایش سالهای زندگی در عصر حاضر چالش های فراوانی را به وجود آورده است.
طول عمر انسانها و اضافه شدن جمعیت سالمندان یکی از دستاوردهای قرن 21 بوده و سالخوردگی جمعیت پدیده ای است که برخی ازجوامع بشری با آن روبرو شده یا خواهند شد. پدیده سالخوردگی ناشی از بهبود شرایط بهداشتی است که از یک طرف منجر به کاهش مرگ به ویژه مرگ ومیر کودکان و نهایتاً افزایش امید زندگی و از سوی دیگر با اعمال سیاست کنترل موالید باعث افزایش درصد سالخوردگان نسبت به کل جمعیت شده است.بنابراین باید سالخوردگی جمعیت را یک موفقیت بهداشتی و وجود سالمندان را نعمتی ازنعمات بی شمار پروردگار محسوب کرد(راهنمای آموزشی مراقبت ادغام یافته سالمندان 1385 : 5 ).
انتقال جمعیتی، که همراه و همزمان با مدرنیزه شدن جامعه در جهان بوده است و در ابتدا شامل یک دوره کاهش میزان مرگومیر،به دنبال افزایش مقیاس های بهداشت عمومی و با بالارفتن استانداردهای زندگی میشود.بعد از این مرحله به دنبال بهبودسطح آموزشی، سطوح اقتصادی و اجتماعی و تغییر شرایط درونی جوامع مدرنیزه، موالید کاهش یافته و در نهایت میزان موالید به سطح کمی بیشتر از میزان مرگ و میر کاهش می یابد که این مسئله باعث ثبات نسبی جمعیت میشود و بدین طریق انتقال جمعیت کامل میشود( زنجانی و دیگران 1378 : 76-73 ).
یک ارتباط مستقیم بین سلامت جمعیت ونظام مراقبت بهداشتی آن وجود دارد.نیازهای مراقبت بهداشتی جمعیت بطورکلی درنظام توزیع مراقبت بهداشتی منعکس میشود، برای مثال مشکلات بهداشتی مانع از اثر بخشی تلاشها برای از بین بردن بیماری های مسری میشود که یک سیستم براساس مقیاس های بهداشت عمومی ارائه می دهد و بر آن تأکید می کند.علاوه برآن بهبود بهداشت عمومی، مصون سازی و عملکردسیستم مراقبت بهداشتی نیز در یک پهنه گسترده تر درجایگاه سلامت جمعیت تأثیر می گذارد. توزیع مراقبت بهداشتی توسعه یافته می بایست باعث ایجاد سلامت بالاتر گردد. بنابراین تغییر در ماهیت مشکلات و مسائل در زمانی که انتقال رخ می دهد وجود دارد. عملکرد سیستم مراقبت بهداشتی، انعکاسی ازویژگی های جمعیتی مشارکت کنندگان در سیستم است. تمامی جنبه های مراقبت بهداشتی،ازجایگاه سلامت افتراقی گرفته تا الگوی کاربرد افتراقی، ملاحظات جمعیتی را منعکس می کند. همچنین خصایص جمعیتی پیامد اختلاف و تفاوت در جایگاه سلامت و کاربرد خدمات بهداشتی هستند. برای مثال میزانهای مرگ و میر هم جایگاه سلامت جمعیت و هم کاربرد ضرورت بهداشتی را منعکس می کند.علاوه برآن ویژگی های جمعیتی یک جمعیت با سیستم مراقبت بهداشتی مرتبط است و ارتباط پیچیده را ترسیم می کند. مثلاً ساختار سنی، ماهیت مراقبتهای بهداشتی را تحت تأثیر قرارمی دهد. یک جمعیت خیلی جوان به خدمات کاملاً متفاوتی نسبت به جمعیت سالخورده احتیاج دارد. لذا عملکرد سیستم مراقبت بهداشتی، چشم انداز کل جمعیت را هم بصورت مستقیم وهم بطور غیرمستقیم از طریق تماسش باجایگاه سلامت تحت تأثیرقرار می دهد( میرزایی 1384 : 80 ).
1-V.Thompson
2- A.Landry
فهرست مطالب
|
سلامت و نظریه انتقال جمعیتی |
|
انتقال اپیدمیولوژیک و اختلال در سلامتی |
|
تئوری تجمع شرایط نا مساعد وسلامتی |
|
نیروهای اجتماعی و سلامتی طی روند زندگی |
|
سلامت جسمانی |
|
سلامت روانی |
|
رویکردهای نظری وتجربی درمورد عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی وسلامت سالمندان |
|
تأثیر مشخصه های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بر سلامت سالمندان |
|
جنس و سلامت |
|
تبین بیولوژیکی تفاوت در سلامت زنان و مردان |
|
تبیین رفتار فرهنگی و سبک زندگی |
|
وﺿﻊﺗﺄﻫﻞ و ﺳﻼﻣﺖ |
|
ﺳﻦ و ﺳﻼﻣﺖ |
|
ﺣﻤﺎﻳﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﻼﻣﺖ |
|
چگونگی تأثیر حمایت اجتماعی بر سلامت |
|
عوامل اجتماعی |
|
بعد خانوار |
|
توزیع شهری و روستایی جمعیت |
|
ﭘﺎﻳﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﻼﻣﺖ |
|
مؤلفه های پایگاه اﻗﺘﺼﺎدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ |
|
ﺗﺤﺼﻴﻼت و ﺳﻼﻣﺖ |
|
درآﻣﺪ و ﺳﻼﻣﺖ.... |
|
شغل و سلامت افراد منابع |
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 20 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 241 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 92 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق مشارکت ، مشارکت اجتماعی و ساختمان درونی مشارکت های مردمی
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 92
سابقه مشارکت مردمی به سابقه جوامع بشری بازمی گردد از این رو در منابع جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی ، علوم سیاسی در معانی مستقل و در عین حال به هم پیوسته به کار رفته است. از این رو تعاریف متعددی از مشارکت و مشارکت مردمی ارائه شده است که در ذیل، به ارائه تعدادی از آنها می پردازیم:
کورت دپفر مشارکت را اینگونه تعریف می کند: « مشارکت، به عنوان نسبت مداخله عملی به مداخله های مورد نیاز است از لحاظ پیگیری موثر فعالیتهای خاص ، در سطح معینی از نمایندگی برای گروه » .
سالیما عمر در تعریف مشارکت بر تاثیر نظام ارزشی جامعه در تعیین هدف ، تاکید می کند و می گوید : « فرایند مشارکت ، مداخله و کنترل مردم ، بیشتر به تعیین آنچه از دیدگاه خود مردم « یک زندگی بهتر » را تشکیل می دهد منجر خواهد شد ، در این صورت تصمیمهای مربوط به اینکه چه چیز یک زندگی بهتر را می سازد ، پیش از آنکه با آنچه مردم مهم و مقدس می شمارند منافات داشته باشد ، نظام ارزشی آنان را منعکس می کند » .
« میسرا » در تعریف مشارکت ، مفهومی کلی ارائه می دهد و می گوید : « مشارکت عبارت است از رشد تواناییهای اساسی بشر از جمله شأن و منزلت انسانی و مسئول ساختن بشر در باروری تصمیم گیری و عمل، به نحوی که سنجیده و از روی فکر باشد » . میسرا ،مشارکت را پدیده ای می داند که دارای چهار بعد صیانت نفس ، درک نفس ، قدرت تصمیم برای خود و تسلط بر نفس است .
( حامد مقدم ، 1373 : 288 – 287 )
مشارکت را در تعریفی دیگر : « نوعی کنش هدفمند در فرآیند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعیین شده تعریف نموده اند . فرایندی که افراد جامعه به صورت آگاهانه ، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن اهداف معین و مشخص که منجر به سهیم شدن آن ها در منابع اجتماعی می شود ، در آن شرکت می کنند . » (به نقل از دهقان و غفاری ، 1380 : 42 )
او کلی برای تعریف مشارکت به بیان سه تفسیر در خصوص مشارکت می پردازدکه عبارتند از:
« 1- مشارکت به عنوان سهم داشتن . »
« 2- مشارکت به عنوان سهم سازماندهی »
« 3- مشارکت به عنوان توانمند سازی » ( او کلی و همکاران ، 1999 : 9-8 )
در تعریفی دیگر مشارکت « درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دست یابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند . » ( طوسی ، 1370 : 54 )
از منظر نظام مندی و کارکردی مشارکت را « ساز و کاری برای بقاء ، توسعه و تعالی اجتماعی دانسته اند که توسعه نیافتن ساختارهای لازم برای مشارکت و نهادی کردن آن به انقراض نظام اجتماعی و سقوط سیاسی آن می انجامد (به نقل از ازکیا دشتی ، 1376 : 164)
مشارکت را نوعی کنش هدفمند نیز دانسته اند که در فرایند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیش تعیین و تعریف شده ، نمود پیدا می کند . در نگاهی دیگر مشارکت را فرآیند آگاهانه تقسیم قدرت و منابع کمیاب و فراهم سازی فرصت برای رده های پایین جمعیتی جهت بهبود شرایط زندگی آنها عنوان نموده اند . وقتی مشارکت را به عنوان فرایند نیرومند سازی در نظر می گیریم مبتنی بر سه ارزش « سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار ، راه دادن مردم برای نظارت بر سرنوشت خویش ، وگشودن فرصتهای پیشرفت به روی رده های زیرین جامعه » خواهد بود که حاصل آن تسهیل در شنیدن صدای دیگران ، احساس مالکیت کردن ، از میان بردن حاشیه نشینی ، نیرومند ساختن ناتوانان و در هم شکستن فرهنگ سکوت خواهد بود . (به نقل از از کیا طوسی ، 1370 : 8)
گائوتری در تعریف مشارکت می گوید « مشارکت فرآیندی اجتماعی ، عمومی ، یکپارچه ، چند گانه ، چند بعدی و چند فرهنگی است که هدف آن کشاندن همه مردم به ایفای نقش در همه مراحل توسعه است » . ( 37 : 1986 : GAOTRI به نقل از ازکیا ) .
ارنشتاین مشارکت را « نوعی توزیع مجدد قدرت می داند که به سب آن شهروندانی که در حال حاضر از فرایند سیاسی و اقتصادی کنار گذاشته شده اند ، قادر می سازد تا به تدریج در آینده مشارکت داده شوند » .( اوکلی و مارسدن ، 1370 : 33 )
معنا و مفهوم مشارکت در فرهنگ علوم اجتماعی به طور خاص این گونه بیان شده است.
« مشارکت کردن به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است . به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا امر مشارکت کردن و مشارکت به عنوان عمل و تعهد( عمل مشارکت ) تمیز قائل شد مشارکت در معنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکت فعالانه در گروه را می رساند . و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد » .
( بیرو ، 1375 : 257 )
با توجه به تعاریف ارائه شده از مفهوم مشارکت ، در یک جمع بندی کلی مشارکت را می توان فرآیندی سازمان یافته دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه و داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام می گیرد .
3-1- 2- مفهوم مشارکت اجتماعی :
در مباحث جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی ، مشارکت اجتماعی به مفهوم « شرکت آگاهانه ، خودانگیخته ، ارادی و قصد مند افراد و گروهها در فراشد ها و امور اجتماعی جامعه به منظور سهیم شدن در کارها ، نفوذ در سیاستها ، سهیم شدن در قدرت ، تاثیر گذاری بر تصمیمات و کمک به تحقق اهداف توسعه » تعریف شده است ( محسنی تبریزی ، 1373 : 145 )
فهرست مطالب
پیشینه تحقیق
تعریف لغوی واژه مشارکت
تعریف مفهومی مشارکت
مفهوم مشارکت اجتماعی :
نواع مشارکت :
مراحل مشارکت
ساختمان درونی مشارکت های مردمی
تعریف لغوی و مفهومی انگیزش ( Motivation )
ویژگی ها و منابع انگیزش :
عوامل تقویت کننده مشارکت اجتماعی
جامعه پذیری
عوامل موثر در فرآیند جامعه پذیری
مفهوم شورا
شوراها در نظام اجتماعی ایران
تعریف دهیاری:
شوراها و مشارکت مردم
عوامل موثر بر مشارکت مردم
مبانی ظهور و ایجاد شوراها :
مفهوم شورا و مشارکت در قرآن و سیره نبوی
قتباس از کنش ایرانیان در شور و مشورت
شورا در جوامع اروپایی
شورا در بهمن 1357 :
انواع شوراها :
ساختار شوراها
ضرورت تشکیل شوراها
اهداف تشکیل شوراها
وظایف و اختیارات شوراها
ویژگی های اعضای شوراها
شورا و روستا
شورا و مشارکت در روستا
آسیب شناسی شوراها در گذر تاریخ
نظریه کنش اجتماعی و فرهنگ مشارکت تالکوت پارسنز :
نظام فرهنگ
نظام اجتماعی
نظام شخصیتی
ارگانیسم رفتاری
نحوه تنزل فرهنگ در نظام اجتماعی
نحوه تنزل نظام اجتماعی در نظام شخصیت
نظریه نوسازی لرنر :
نظریه نوسازی اینکلس
نظریه نیاز به موفقیت دیوید مک کله لند .
نظریه نفوذ اجتماعی ارنسون
تئوری های گرایش یا نگرش Attitude
تئوری فیش باین – آیزن ( Fishbein & Ajzen )
نظریه ساپ و هارود ( Sapp & Harrod )
نظریه وجدان جمعی و همبستگی اجتماعی دورکیم(Social Solidarity )
موریس هالبواکس
ماکس وبر
آلفرد شوتز
نظریه مارکس و بی قدرتی :
زیمل و بی قدرتی :
رابرت دال :
اینگلهارت :
دیوید سیلز :
کولین :
گائوتری :
کلندرمن
کلی و برین لینگر
نلسون و رایت :
لیپست :
ملوین سیمن :
ماری لوین
پیشینه تحقیق
منابع
| دسته بندی | کتابداری |
| بازدید ها | 18 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1171 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق کتابخانه های دیجیتال
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 69
یک کتابخانه دیجیتالی از تعداد زیادی رایانه تشکیل شده که به وسیله یک شبکه متصل شدهاند. مهم ترین شبکه اینترنت است که بهوجود آمدن آن به عنوان یک شبکه قابل انعطاف، ارزان و جهانی عامل موثر در توسعه کتابخانههای دیجیتالی شده است.
رایانههای موجود در شبکه، سه عملکرد اصلی دارند: کمک به کاربران برای ارتباط با کتابخانه، ذخیره منظم اطلاعات جهت نگهداری بلند مدت، خدمات جستجو و مکان یابی اطلاعات با ارایه فهرستها و نمایه ها(آرمز، 1381).
مدیران در تصمیمگیری کتابخانه نقش اساسی دارند و برای تصمیمگیری آگاهانه در باب هر موضوع باید علاوه بر فراهم ساختن امکانات و تجهیزات سختافزاری و نرمافزاری از اطلاعات تخصصیمربوط به آن موضوع نیز آگاه باشند. مدیرانی که فاقد آگاهی، تخصص و نگرش مثبت باشند به راحتی نمیتوانند ابداعات و نوآوریها را ایجاد کنند (مظفرمقام،1387).
2-2-1. تاریخچه روند فنآوری اطلاعات در کتابخانهها
هر چند تا دیروز شکل مرسوم دسترسی محققان به اطلاعات پژوهشی به اشکال کاغذی و لوح فشرده بودهاست، لیکن امروزه عرضه کنندگان اطلاعات، شبکههای وب را به عنوان رسانهای مناسبتر برای پایگاههای اطلاعات مرجع و مجلات پژوهشی تمام متن یافتهاند. کاربران میتوانند از طریق وب، اطلاعات مورد نیاز تحقیق خود را در طول شبانه روز و در تمام روزهای هفته از هر مکانی بازیابی کنند. به علاوه، بسیاری از پایگاههای مبتنی بر وب، به شکل قوی تری تجهیز شدهاند ویا اینکه اطلاعات بیشتری نسبت به شیوههای سنتی کاغذی یا لوح فشرده ارایه میکنند. تغییرات سریع و همه جانبه، کتابخانههای تخصصی و کتابداران متخصص در این کتابخانهها را در آستانه عصر جدیدی قرار دادهاست که با گذشته نه چندان دور، بسیار متفاوت است. سیستمهای رایانهای که در کتابخانهها تا دهه ۸۰ مورد استفاده قرار میگرفت، ارتباطی پیوسته و مستقیم با عملکردهای سنتی کتابخانهها برقرار مینمود، علی رغم توانایی و قابلیتهای عملی و گسترده فهرستهای قابل دسترسی برای عموم [1]و سیستمهای محلی متصل بدانها، کتابخانهها هنوز مدلی سنتی از مجموعههای فیزیکی و محلی هستند که عمدتا از طریق ابزارهای کتابشناختی ناهماهنگ، میتوان بدانها دسترسی یافت. هم اکنون پیشرفتهای قابل توجهی دیده میشود که در حال تغییر بنیادی این مدل است. فنآوریهای نو، فهرستهای کتابخانه را از راهنماهای ساده منابع به سیستمهای جامع اطلاعاتی تغییر دادهاند و در مرحله ایفای تعهد خود در انتقال مستقیم منابع اطلاعاتی کتابخانههای دنیا و مراکز اطلاعرسانی به میز استفاده کنندگان هستند. دادههای رقمی و تصاویر الکترونیکی، کمکم جایگزین منابع اطلاعاتی فیزیکی شدهاند. روشهای سریع دستیابی به منابع اطلاعاتی به تدریج اهمیت بیشتری از گردآوری مجموعههای جدید پیدا کردهاست.به گفته کینگ در سال۲۰۱۰بیش از۸۰ درصد روزنامهها و نشریات به صورت پیوسته و از طریق شبکههای دوربینالمللی در دسترس خواهند بود. این پیشرفتها پیامدهای عمیقی درکتابخانههای تخصصی دارد. فنآوری تقریبا تمام جنبههای کار کتابخانه را تحت تاثیر خود قرار دادهاست: کتابداران شاغل در بخش فراهمآوری اکنون باید به دنبال راهی جهت دسترسی مراجعان به منابع دیجیتال باشند، فهرستنویسان باید این منابع را دسترس پذیر سازند و کتابداران مرجع نیز ضمن کمک به مراجعان در داخل کتابخانه باید پاسخگوی ارباب رجوع از راه دور باشند.
تاریخ استفاده ازرایانه در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی را میتوان به چند دوره نسبتا مشخص تقسیم کرد: در دهه ۱۹۴۰ نخستین روشهای نیمه ماشینی ذخیره و بازیابی اطلاعات با استفاده از نظام برگهای لبه منگنه مورد توجه قرار گرفت. این نظام در واقع پیش آمد نظامهای رایانهای دهه ۱۹۶۰ بود. در دهه ۱۹۸۰ شاهد گسترش نظامهای پیوسته چه از نظر تنوع و ایجاد نرمافزارهای آماده و تجهیزات چاپ و نمایش اطلاعات و چه از نظر نفوذ و کاربرد این نظامها در کشورهای در حال رشد بود. دهه ۱۹۹۰ دهه رشد اینترنت به حساب میآید و کتابخانهها نیز از این پدیده حاصل از فناوریهای جدید در کارهای خود به خوبی استفاده کردند. این مسیر روز به روز در حال تحول و پیشرفت است و جهت آن به سوی افزایش تواناییهای انسان در به دست آوردن دقیق اطلاعات میباشد. استفاده از فناوری اطلاعات نیازمند آموزشهای ویژه نه تنها برای کتابداران که مستقیما دست اندرکار اطلاع رسانی اند، بلکه برای استفاده کنندگان عادی نیز میباشد. امروزه باسواد کسی است که سواد رایانهای داشته باشد و خود بتواند مستقیما از امکانات رایانهای استفاده کند(ویتور،1383).
[1] online publicaccess catalog
فهرست مطالب
تاریخچه روند فنآوری اطلاعات در کتابخانه
تعاریف کتابخانه دیجیتالی
چرا کتابخانه دیجیتالی
اهداف کتابخانه دیجیتالی
کتابداران در کتابخانههای دیجیتالی
آموزشهای لازم برای کتابداران دیجیتالی
انواع دیدگاه ها در مورد کتابخانه دیجیتال
ویژگیهای کتابخانههای دیجیتالی
مزایای کتابخانههای دیجیتالی
خدمات کتابخانههای دیجیتالی
خدمات مرجع در کتابخانههای تخصصی
مجموعهسازی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانههای دیجیتالی
مواد اطلاعاتی کتابخانه دیجیتالی
علل گرایش به کتابخانههای دیجیتالی
چالشها در حوزه کتابخانههای دیجیتالی
چالشها و مسایل حوزه نگرش کتابخانههای دیجیتالی
چالشها و مسایل حوزه نیروی انسانی کتابخانههای دیجیتالی
چالشها و مسایل حوزه ساخت مجموعه دیجیتالی
چالشها و مسایل تجهیزات و دستگاههای دیجیتالسازی
اصول و پایههای ایجاد کتابخانههای دیجیتالی
مدیریت کتابخانه های دیجیتال
آموزش
سختافزارها و نرمافزارهای مورد نیاز کتابخانه دیجیتال
سختافزارها
نرمافزارها
تجهیزات دیجیتالی
استانداردها در کتابخانههای دیجیتالی
هزینه و مسایل مالی کتابخانههای دیجیتالی
موانع مالی
مسایل حفاظت و نگهداری منابع دیجیتالی
عدم وضوح قوانین مربوط به حق مولف
نبود روابط عاطفی میان کاربر و کتابخانه
استاندارد نبودن نظامهای ارتباطی
عدم هماهنگی مابین متخصصان رایانهای و کتابداری و اطلاعرسانی
برخوردهای مقطعی و سطحی مدیران موسسات
عدم توجه به استانداردهای مورد نیاز
هزینه نسبتا بالای ایجاد
لزوم داشتن مهارت جستوجو و بازیابی اطلاعات
موانع مالی
حفاظت از منابع اطلاعاتی بودجه
مدیریت کتابخانههای دیجیتالی
کتابداران در عصر الکترونیک
کتابداران کتابخانههای دیجیتالی
وظایف کتابدار دیجیتالی
معرفی برخی از کتابخانههای دیجیتالی معروف جهان و ایران
معرفی چند نمونه از کتابخانههای دیجیتالی جهان
معرفی چند نمونه از کتابخانههای دیجیتالی ایران
کتابخانه دیجیتالی تخصصی انستیتو پاستور
کتابخانه مجازی فارسی قفسه
کتابخانه مجازی ایران
موسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان
کتابخانه دیجیتال دانشگاه آزاد
کتابخانه دیجیتال دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد
پیشینه پژوهش
منابع فارسی