دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
بازدید ها | 4 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 15 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 15 |
کودکان و دانش اموزان نا شنوا اگر چه در حقیقت به خاطر نقص شنوایی از نظر رشد کلی ( رشدهوشی ) عموما از دانش آموزان نا بینا ضعیف تر هستند ، اما مانند آنان بسهولت قابل تشخیص و شناسایی نیستند . از جمله مشکلات اساسی آنان در زمینه گویایی است .
اختلالات گویایی نتیجه ای است از نقص شنوایی ، البته بجز در مواردی که اختلالی در دستگاه صوتی فرد بوجود می آید . دانش آموزان نا شنوا نه تنها ازنظر رشد عمومی ضعیف هستند بلکه در طول زندگی از نظر مهارت های برقراری ارتباط زبانی ، مانند درک مفاهیم و معانی کلمات ، صحبت کردن ، خواندن و نوشتن همواره دچار اشکال عمده و کندی قابل ملاحظه ای هستند . از آنجایی که زبان عامل مهمی است در بر قراری روابط اجتماعی و آموزش و یاد گیری علوم مختلف ، بدیهی است که مشکل دانش آموزان نا شنوا به مراتب بیشتر از صرف نقص حس شنوایی است . البته کودکانی که بطور موقت شنوایی خود را از دست می دهند و یا آنانی که با استفاده از وسایل کمک شنوایی از قبیل سمعک نقص شنوایی خود را جبران می نمایند ، چندان نیاز به معلم و آموزش وپرورش استثنایی ندارند . لازم است اولیای چنین کودکانی به شیوه ای مطلوب راهنمایی شوند تا از مراقبت های لازم پزشکی و خدمات سنجش شنوایی و غیره بهرمند گردند . در هر حال در کلاس درسنیز باید تسهیلات ضروری جهت سازگاری هر چه بیشتر دانش آموز فراهم گردد . معمولا درحدود 5 در صد از کل کودکان سنین مدرسه رو در مقایسه با دیگر کودکان به نحوی دارای درجاتی از نارسایی های شنوایی هستند ، از این گروه 5 در صد ، در هر ده نفر یک یا دو نفر می بایست تحت پوشش آموزش وپرورش استثنایی قرار گیرند . در برنامه های آموزشی وپرورشی و درمانی دانش آموزان نا شنوا، همکاری های همه جانبه مسئولان ومتخصصان مختلف از جمله اولیاء ،پزشکان ، روانپزشکان و معلمان ویژه گفتار درمانی و . . . ضروری است .
تا کنون تعریف دقیق و جامع و مانع و قابل قبول برای کلیه مراجع ذیصلاحاز ناشنوایی ارائه نگردیده است . علت فقدان چنین تعریفی از این بابت است که ناشنوایی تا حدود زیادی یک امر فردی است . به عبارت ، دیگر سن وقوع ناشنوایی علت ناشنوایی ، نوع ناشنوایی و میزان و درجه اختلال شنوایی از جمله عوامل بسیار مهمی در تعریف ناشنوایی و افراد ناشنوا محسوب گشته و نقش فوق العاده در برنامه ریزی های آموزشی دارند . در واقع برای آنکه از عهده یک برنامه ریزی صحیح و مناسب برای گروهی از دانش آموزان بخوبی فائق آئیم ، لاجرم می بایست فرد فرد آنان را به طور جداگانه و کامل مورد ارزیابی قرار دهیم . به عنوان مثال دانش آموزی که از زمان تولد و یا قبل از سنین سخن گفتن ناشنواست و کمترین تجربه زبانی ندارد با دیگر دانش آموزی که پس از آنکه مدتها می گوید و می شنود و مهارتهای زبانی را به طور طبیعی کسب می نماید و آنگاه دچار نقص شنوایی می گردد کاملا با هم متفاوت بوده و این تفاوت در برنامه ریزی های آموزشی آنان فوق العاده دخیل است . اما به طور کلی می توان گفت که افراد ناشنوا کسانی هستند که از حس شنوایی خود در زندگی بهره ای نمی گیرند و افراد نیمه شنوا کسانی هستند که با آنکه حس شنوایی آنان دارای اختلالاتی می باشند ولی در هر حال با سمعک و یا بدون سمعک تا حدودی می تواند از این حس استفاده کنند .
کودکان و دانش آموزان نیمه شنوا به دلیل آنکه نارسایی شنوایی آنان با درجات مختلفی ( از تخفیف تا شدید )می باشد معمولا قادرند با استفاده ویا بدون استفاده از وسایل کمک شنوایی از زبان بهرمند گردند واز طریق شنوایی قادر به صحبت کردن هم باشند اما در مقابل دانش آموزی که کاملا ناشنواست با بهترین وسایل کمک آموزشی نیز قادر به توسعه زبان و مکالمه و صحبت کردن بطور همزنان نخواهد بود .
در هر حال افراد ناشنوا قادرند بیاموزند که صحبت کنند .
دانستن علل ناشنوایی و انواع مختلف آن از این جهت اهمیت دارد که ممکن است در امر آموزش و درمان و توانبخشی بعضی از کودکان و دانش آموزان ناشنوا مفید فایده واقع گردد .
اختلالات شنوایی ممکن است مربوط به گوش خارجی یا گوش میانی و یا گوش داخلی باشد اختلال شنوایی را ممکن است از نظر شدت وضعف به ناشنوایی کامل ، نیمه شنوایی وسخت شنوایی تقسیم نمود . به طور کلی اختلالات شنوایی را می توان به دو گروه عمده بشرح زیر تقسیم نمود که هر یک به گروه کوچکتر قابل تقسیم است و برای هر گروه علل مختلفی ممکن است سبب اختلال ناشنوایی باشد .
1- ناشنوایی انتقالی
در این نوع از اختلال شنوایی ، گوش میانی که مسئولیت انتقال صدا می باشد معیوب است . معمولا این نوع ناشنوایی مطلق نیست و فقط شخص قسمتی از شنوایی خود را از دست می دهد . علل آن ممکن است بیماریهای مجرای گوش ، بیماریهای پرده صماخ ،بیماریهای گوش میانی ، ضربه ها وامثال آن باشد .
2- ناشنوایی ادراکی یا عصبی
این نوع ناشنوایی مربوط به گوش داخلی وسلول های شنوایی است . به نحوی که سلول حسی از ادراک و احساس صدا عاجز است . این نوع نقص شنوایی ارثی و یا مادرزادی است . علل عمده آن عبارتند از : سیفلیس ارثی ، همخونی ،سرخجه ،الکلیسم ، سل ، بد شکلی اعضای شنوایی ، صدمات وجراحات دوران جنینی ، تولد نارس مسمومیت های مادر در هنگام بارداری ویا استعمال برخی داروهای مضر در زمان بارداری . و یا اکتسابی است که علل آن عبارت است از : صدمات وارد بر کودک در هنگام تولد ، صدمات وجراحات بعد از تولد ، عفونت های موضعی ، مثل ورم گوش ، عفونت های عمومی مانند منژیت و مسمومیت های بخصوص با اکسید دو کربن . همچنین در موارد بسیار نادر ناشنوایی آمیخته ( انتقالی و عصبی ) در اثر بیماری های توام گوش میانی وگوش داخلی عارض می گردد .
ازنظر پزشکی ، امکانات درمانی ، با روشهای جراحی و غیره عمدتا برای معالجه وبهبود ناشنوایی های انتقالی بیشتر است اما در قالب موارد تا کنون ، پزشکی بویژه در مورد ناشنوایی عصبی و ادراکی موفقییت چندانی نداشته است . تعبیه وتنظیم لوازم کمک شنوایی مانند گوشی های مخصوص برای ناشنوایی های عصبی و ادراکی بسیار مشکل تر ازناشنوایی های انتقالی .
فایل ورد 15 ص
دسته بندی | علوم اجتماعی |
بازدید ها | 18 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 13 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 14 |
مقدمه
زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد و هنجارهای اجتماعی است. اگر ما از قواعدی که انواع رفتار را در زمینههای معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف میکنند، پیروی نمیکردیم، فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج میگردید.
از سوی دیگر زندگی اجتماعی انسان با پدیدههای اجتماعی نمود مییابد. پدیدههای اجتماعی در واقع واقعیتهایی هستند که جزء ذاتی زندگی اجتماعی بشر میباشند. حال اگر برخی از این پدیدهها در وضعیتی قرار گیرند که از سوی جامعه، منفی تلقی شوند، ممکن است که در حیات مطلوب اجتماعی اثر نامناسب گذارده و یا آن را تهدید نمایند. اما باید دانست که تلقی منفی از یک پدیده اجتماعی در همه جوامع یکسان نیست و شاید معدودی از این پدیدهها را بتوان یافت که وجود آنها در تمام یا اغلب جوامع همراه با تلقی منفی باشد. همچنین در یک جامعه خاص نیز تشخیص مثبت یا منفی بودن یک پدیده در میان گروهها یا افراد مختلف، لزوماً یکسان نمیباشد. در این میان تلقی رهبران سیاسی جامعه، فراتر از یک تلقی فردی بوده و به مقدار زیادی در روند حیات جامعه تأثیر دارد.
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مسائل مبتلا به امروز جهان است. پدیدهای است که بیش از پیش نسل امروز و فردا را تهدید به نابودی میکند و این امر تقریباً درد جدیدی است، روزی نیست که سمینارها و کنفرانسهایی با شرکت عدهای صاحب نظران دنیا در زمینههای جرم شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی و… تشکیل نگردد و در پی از بین بردن این درد بیدرمان نباشند. ولی از آنجا که در فکر شناخت زمینههای اعتیاد بر نمیآیند غالباً طرق درمان پیشنهادی آنان نیز چاره درد نمیکند. این است که میبینیم هر روز بر تعداد معتادین چه در ایران و چه در جهان افزوده میگردد.
بیان مسئله
مصرف مواد مخدر همچون خشخاش، هروئین، تریاک، ماری جوانا و … تا حدودی بهتر از دیگر انواع انحرافات نشان میدهد که تا چه حدی هر جامعه، برحسب زمان، مکان، جنس، سن، قوم، قبیله و طبقه مسائل جامعوی را تعریف و ارزشگذاری میکند.
امروزه مصرف این مواد و امثال آن، آثار مخرب اعتیاد و قاچاق انواع مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها بصورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی بصورت یک مسئله پیچیده جهانی در آمده که شعاع مضرات و اثرات زیانبار آن گریبانگیر کشورهای بیشماری شده است که شدت و وسعت این بحران که از گذشتههای دور بر جامعه جهانی سایر افکنده برحدی که علاوه بر مسئوولین کشورهای توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان مسائل علوم اجتماعی را نیز به خود معطوف نموده و علی رغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقهای و جهانی، هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله مهم میباشیم.
اما اینکه چرا و چگونه اعتیاد بر مواد مخدر به عنوان مسأله تلقی میشود، بیشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصی آنان است. چرا که در سالهای اخیر تعداد فزایندهای از مدم عام شهرها طرز تلقی بامدار او اغماضی را پذیرفتهاند و معتقد شدهاند که این قوانین هستند که مواد مخدر را خطرناک جلوه میدهند و در نتیجه مسائل مربوطه را نیز پدید میآورند. با این وجود در جامعه ما بسیاری از مواد مسأله ساز تلقی میشوند زیرا که اغلب آنها، افراد را ناکار میسازند و توانائی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال میکنند.
و این مسئله بدان علت است که با مصرف این مواد، فرد معتاد حرمت ارزش های اخلاقی و جر هنجارهای جامعوی را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند و با پرخاش موجبات آزار دیگران را فراهم آورده و در نهایت دست بجرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.
اگر این واقعیت را بپذیریم که انسان موجودی است اجتماعی و ساخته پرداخته بنیادهای فرهنگی، اقتصادی و روابط و مناسبات اجتماعی جامعهای که در آن پرورش یافته، پس ناچار باید این به این حقیقت که پدیدههای ناهنجاری همچون، دزدی، روسپیگری، اعتیاد و … نیز ناشی از مناسبات و روابط حاکم در درون یک جامعه است. به این ترتیب مشخص میشود که اعتیاد نه یک بیماری شخصی. بلکه یک عارضه اجتماعی است. به عبارت دیگر باید در کنار مسائل تاریخی و سیاسی گرایش به اعتیاد ـ که البته از اهمیت ویژهای برخوردار است ـ به جنبههای اجتماعی و فرهنگی آن نیز توجه کافی مبذول نمائیم و سادهانگاری مسئله را تنها در روابط با معتاد و خصوصیات شخصی و روانی آن ملاحظه کنیم. چرا که اعتیاد یک مشکل اجتماعی است و باید در عمق جامعه ریشهیابی شود.
معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف نمود که اعتیاد را بیشتر یک مسئله شخصی و فردی میدانند نه اجتماعی و این در حالی است که اعتیاد یک مسئله اجتماعی است و نه شخصی. ما هنوز هم در دورهای هستیم که تصویر یک «معتاد محکوم است»، «مغعتاد مظنون است» و … در جامعه ما بدون اینکه بیان کرده باشند رواج دارد، تا شاید بتوان از شیوع آن جلوگیری کرد و اجرای قوانین را تشدید نمود اگر امروز، نسل جوان دیگر به شعارهای ضد اعتیاد اعتقادی ندارند بدین سبب است که انواع جدید از مواد و فرا شدهای مخدر در اختیار آنان قرار میگیرد.
بنابراین مسئله گرایش جوانان به مواد مخدر از این نظر اهمیت دارد که پارهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی، در زمینههای آماده فرد را به سمت اعتیاد سوق میدهند. به بیان دیگر «معتاد شدن» ارثی نیست بلکه مجموعهای از شرایط فوق که دارای ریشههای متفاوتی هستند، زمینه ساز اعتیاد میشوند. در هیچ موردی کنش اعتیاد از نسل پیشین به نسل پسین به میراث نمیرسد، بلکه تنها گرایش بدان است که میتواند جنبه ارثی داشته باشد. بدینسان است که افراد تحت تأثیر انگیزههای جرم زای جامعه در معرض جرم قرار میگیرند.
در نتیجه از آنجا که شخصیت فرد معتاد محصول کارکردهای زیستی ـ جامعوی است. اهمیت طرخ و پرداختن به این مسئله که چرا جوانان به سمت اعتیاد کشیده میشوند و نقش عوامل اقتصادی و اجتماعی در این میان به روشنی هویدا میشود.
دیدگاههای نظری دقیق
جامعه شناسان برای فهم عمل انجرافات به عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل دهندة رفتار انسان توجه دارند و در تبینهای جامعه شناختی خود بر ساخت اجتماعی الگوهای کنش متقابل فرد و دیگر اعضاء جامعه تکیه کرده، بر موارد زیر اشاره میکنند:
1) جامعه پذیری ناقص
بر اساس این نظر اگر فردی به درستی اجتماعی نشده باشد، هنجارهای فرهنگی را در شخصیت خود عجین نمیسازد و به همین سبب نمیتواند میان رفتار شایسته و ناشایسته تمایز بگذارد.
2) انحراف آموختنی است:
جامعه شناسان معتقدند که بسیاری از رفتارهای انحرافی، اکتسابی و قابل انتقال از شخص به شخص دیگری است.
3) نارسائیهای فرهنگی و ساختار اجتماعی:
هر جامعه نه تنها هدفهای پذیرفته شدة فرهنگی دارد، بلکه وسایل پذیرفته شده را نیز برای نیل به این هدفها در اختیار دارد. هرگاه به عللی این وسایل در اختیار فرد گذاشته نشود احتمال میرود، منحرف گردد.
فایل ورد 14 ص
دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
بازدید ها | 12 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 21 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 33 |
فهرست عناوین
هدف از تحقیق...........................................................................................................
مقدمه..........................................................................................................................
فصل اول (علل افت تحصیلی)...................................................................................
فصل دوم (راههای مقابله با افت تحصیلی)...............................................................
هدف از تحقیق:
ما در این تحقیق قصد داریم اولاً به بررسی علل افت تحصیلی که یکی از بزرگترین معضل های جامعه امروز ما و به خصوص آموزش و پرورش می باشد، بپردازیم. ثانیاً راههایی برای مقابله با آن بیابیم. البته تمام مطالبی که در این تحقیق آمده همه از منابع معتبر و کتب و مجلات علمی تهیه گردیده است. و ما تنها به بیان آنها پرداخته ایم. براساس آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت راههایی که برای جلوگیری از این افت بزرگ بیان شده همه مثمر به ثمر هستند و می توان از آنها بصورت علمی استفاده کرد. ما با انجام این تحقیق قصد داریم از افت تحصیلی در این دبیرستان جلوگیری و یا بکاهیم. به امید آن روز که دیگر افت تحصیلی از مشکلات بزرگ و حل نشدنی برای جامعة فرهنگی ما نباشد.
مقدمه
افت تحصیلی یکی از مشکلات عمدة نظام های آموزشی در دنیای کنونی است، و هر سال مقادیر متنابهی از امکانات مالی و نیروهای انسانی، آموزشی و پرورشی به این معضل اختصاص می یابد. از آنجا که افت تحصیلی با نظام آموزشی، فرهنگی،اجتماعی و خانوادگی جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد، بررسی آن مستلزم دقت نظر و ارزیابی دقیق عوامل عدیده ای است.
بسیاری از افراد افت تحصیلی را به معنای ناتوانی دانش آموز در یادگیری مواد درسی می دانند. بدون شک این تصوری نادرست است. ناتوانی کودک در فراگیری دروس ممکن است از تواناییهای ذهنی محدود و ضعیف ناشی شود، در حالیکه افت تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطحی پایین تر در تحصیل و آموزش است.
افت تحصیلی به کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب گفته می شود. توجه به فوق نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیلی قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص از افت تحصیلی است. مشاهدة اینگونه افت و خیرها درعملکرد تحصیلی دانش آموزان، ما را به بررسی علل آن فرا می خواند. از آنجا که نظام آموزش و پرورش یکی از سازمان ها و نهادهای پرهزینة کشور است. و نیز به دلیل ارزش حیاتی آن در تأمین و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص جامعه و بطور کلی اعتلای فرهنگی و اقتصادی کشور، بررسی دلایل افت تحصیلی و روش های مقابله با آن، می تواند از به هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی مردم و مسئولان پیشگیری کند و به کارایی هر چه بیشتر افراد جامعه بینجامد. به همین دلیل ما به بررسی علل افت تحصیلی بین دو کلاس دوم پرداختین که در این تحقیق علل این افت دو کلاس و در کل افت تحصیلی را مورد بحث قرار دادیم.
فصل اول
علل افت تحصیلی
همانگونه که اشاره شد، افت تحصیلی با نظام آموزشی، فرهنگ،اجتماع، خانواده و خصوصیات فردی اشخاص یا به عبارت دیگر با ویژگیهای دانش آموزان ارتباط بسیار نزدیک دارد. در اینجا به چند علت اصلی افت تحصیلی اشاره می شود. لازم به تذکر است که این علل معمولاً بطور مستقل و مجزا از یکدیگر باعث به وجود آمدن افت تحصیلی در دانش آموزان نمی شود، بلکه ارتباط و تعامل آنها شبکة پیچیده ای را به وجود می آورد که بر وضعیت تحصیلی دانش آموزان اثر مخرب می گذارد. طبعاً مقابله با افت تحصیلی نیز در گرو اقدامات همه جانبه و همزمان در این زمینه هاست.
الف) علل آموزشی:
در این مورد به چند علت فرعی اشاره می کنیم: 1- تراکم برنامه های درسی : گاهی اوقات دانش آموزان هفته ای 40 ساعت در مدرسه تحصیلی می کنند و در خانه نیز با انبوهی از تکالیف درسی روبرو می شوند. بدیهی است که در چنین شرایطی دانش آموزان فرصت کمتری برای پرداختن به سایر نیازهای شخصی خویش دارند. اگر این وضع برای مدتی ادامه یابد، فشار حاصل از تکالیف زاید و اضافی باعث بیزاری دانش آموزان از مدرسه و تحصیل می گردد و در نتیجه منجر بر افت تحصیلی آنان می شود. تجربه نشان داده است که تکالیف زیاد لزوماً سطح تحصیلی دانش آموز را بالا نمی برد، بلکه بر عکس معمولاً نتیجه ای معکوس به دنبال دارد. 2- عدم برنامه ریی تحصیلی مناسب بعضی از دروس با سطح رشد و سن کودک هماهنگی ندارد. این عامل ممکن است باعث شود کودک یا دانش آموز نتواند ارتباط منطقی بین مواد درسی و استفاده از این آموخته ها را پیدا کند و بعضاً آنها را بی فایده می پندارد. 3- عدم وجود معلمان کافی و شایسته: تسلط معلم بر درس، روش تدریس وی و ارتباط او با شاگردان از عوامل مهم پیشرفت یا افت تحصیلی دانش آموزان است. 4- عدم انطباق هدف و محتوای آموزشی با علایق دانش آموزان: قصور نظام آموزشی در ایجاد هدفها و برنامه هایی که با نیازهای رشدی و تکامل فرد و علایق و انگیزه های او متناسب و هماهنگ باشد، بر جریان تعلیم و تربیت تأثیر نامناسب گذاشته، باعث افت تحصیلی می گردد.
از جمله علل و عوامل آموزشی مؤثر دیگر در افت تحصیلی می توان به نامناسب بودن روش های آموزشی، ارزیابی های نادرست از عملکرد دانش آموزان، کمبود فضاهای آموزشی، حفظ طوطی وار مطالب جزیی و کم اهمیت و عدم ارتباط بین مطالب درسی و تجارب واقعی زندگی اشاره کرد.
ب ) علل فردی :
در بعضی موارد دانش آموزانی که بطور عادی به تحصیل اشتغال داشته، عملکرد خوبی نیز دارند، به علل فردی دچار افت تحصیلی می شوند. در هر مرحله از رشد، اعمال و رفتارهایی از کودک سر می زند که خاص همان مرحله است. اوج این تحولات را می توان در آغاز دوره بحرانی نوجوانی دید. با شروع دورة نوجوانی، کودک دیروز تغییر رفتار می دهد و انتظارات و سلوک او دگرگون می شود. متأسفانه بالاترین موارد ترک تحصیل در دورة نوجوانی به چشم می خورد.
علل فردی در واقع به مواردی از این تغییرات اشاره دارد که می تواند به دو دستة “روانی” و “فیزیولوژیکی” تقسیم شود از جمله علل فردی که در افت تحصیلی مؤثر است. می توان به هوش، رابطة معلم و دانش آموز، میل و انگیزة دانش آموز و مشکلات عاطفی و هیجانی او اشاره کرد 1- هوش: هر فرد دارای توان ذهنی خاصی است که هوش نامیده می شود. هوش دارای جنبه های عمومی و اختصاصی است هوش عمومی به توانایی و ظرفیت کلی یادگیری ،و هوش اختصاصی به زمینه های ویژه ای اطلاق می گردد که فرد پیشرفت و کارایی بهتری در آن زمینه ها دارد. مثلاً شخصی ممکن است از ادراک فضایی بهتری برخوردار باشد و دیگری قدرت حافظة بهتری داشته باشد. از آنجا که بازده هوشی هر فرد تا حد زیادی متأثر از زمینه های ارثی است و نمی توان آن را تغییر داد، بنابراین در مواردی ممکن است تواناییهای هوشی دانش آموزان از میزان معین و ثابتی برخوردار باشد. تا فرا رسیدن زمانی که دانش آموز به این حد نهایی برسد، وضعیت تحصیلی او خوب خواهد بود اما پس از آن ممکن است محصل نتواند در دروس خود همچون گذشته موفقیت چشمگیری داشته باشد و دچار افت تحصیلی می شود 2- رابطة معلم و دانش آموز: از جمله مهمترین عوامل مؤثر در افت یا پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطة بین معلم و دانش آموز است. معلم می تواند با دقت و تیزبینی خود، استعدادهای نهفتة دانش آموز را ظاهر ساخته، شکوفا کند. از سوی دیگر، بعضی از معلمان در مواردی با برخوردهای غلط و نادرست می توانند موجب بیزاری دانش آموز از درس و مدرسه شوند و به این ترتیب او را به سوی افت تحصیلی سوق دهند. 3- میل و انگیزه : گاه دیده می شود کودکی مدارج ابتدایی را با موفقیت کامل طی می کند، اما همین که پا به سنین بالاتر می گذارد، دچار افت تحصیلی می شود و دیگر میلی به یادگیری بیشتر و رقابت تحصیلی نشان نمی دهد. محیط کودک یا دانش آموز نقش بسیار مهمی در پیدایی انگیزه تحصیل در کودک دارد، لذا اغلب دقت در محیط این دانش آموزان وجود اشکال در نظام آموزشی و ارزشی خانواده را آشکار می سازد. به این صورت که پدر و مادر ظاهراً کودکان خود را به درس خواندن تشویق می کنند، اما عملاً هیچ فعالیتی در جهت ایجاد گرایش جدی در فرزند خود نمی کنند. این خانواده ها به طور ناخودآگاه به مسائلی در روابط خانوادگی خود اهمیت می دهند که با درس خواندن و پرورش انگیزه قوی در پیشرفت تحصیلی منافات دارد. به عنوان مثال، دانش آموز را تشویق به خواندن می کنند، اما هیچ گاه روابط خانواده حول محور ارزش های علمی نمیچرخد، بلکه همواره بحث در مورد مسائل اقتصادی، میهمانها و خوراک و پوشاک است. علاوه بر این ها دانش آموز هیچ وقت الگویی عملی و رفتاری از علاقة والدین به خواندن و نوشتن مشاهده نکرده است. 4- آشفتگی های عاطفی و هیجانی: مشکلات عاطفی و هیجانی دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد می تواند باعث افت تحصیلی آنان شود. فشارهای روانی خاص هر مرحله از رشد می تواند باعث اشتغال خاطره، آسیب وارد آمدن به قوای هوشی، تحلیل انرژی ذهنی، عدم تمرکز حواس و تفکر زائده شده و در نهایت به نوبة خود موجب افت تحصیلی دانش آموزان می شود. 5- بلوغ: بلوغ از مهمترین مقاطع رشد است که تغییرات همه جانبه و گسترده ای در حیطه های روانی و جسمی به همراه دارد. توانایی سازگاری با این تغییرات ناگهانی و فراگیر نیازمند آمادگیها، آموزش ها و حمایت های خاصی است که اگر امکانپذیر نباشد، در نظام زندگی فرد ناهماهنگی به وجود آمده، چه بسا موجب بروز آسیب های روانی و اجتماعی و گاه جسمی یا تشدید گرایش دانش آموز به سوی اهداف خاصی مثل برقراری روابط گروهی و دوستانه، شرکت در میهمانیهای دسته جمعی و اقدامات هیجان انگیز می شود. این قبیل مسائل موجب اشتغال خاطر دانش آموزان نوجوان و در نتیجه صرف انرژی متغیر انگیزه های آنان می شود. این امر می تواند باعث کاهش تمایل دانش آموزان به درس و مدرسه شده، افت تحصیلی را به دنبال بیاورد. 6- نارساییهای جسمی: ناراحتی های جسمی خاص ممکن است در برنامة تحصیلی دانش آموز مزاحمت ایجاد کند و در نهایت به افت تحصیلی کودک بینجامد. از شایعترین این بیماری ها و ناراحتی ها اشکال در بینایی و شنوایی است. در مواردی دانش آموز دچار نارساییهایی در سیستم بینایی و شنوایی می شود که از آنها اطلاع ندارد. و دیگران نیز معمولاً تا مدت ها به آن پی نمی برند. نارسایی در شنوایی و بینایی براحتی می تواند به نقص در یادگیری و نهایتاً افت تحصیلی منجر شود. 7- فراموشی: از جمله عواملی که همواره دانش آموزان آن را دلیلی برای ضعف درسی خود می دانند، فراموشی است فراموشی می تواند معلول عوامل متعددی از قبیل عدم انگیزه، هدفمند نبودن فرایند تحصیل برای فرد، عدم احساس نیاز به درس خواندن یا عدم تمرکز حواس باشد.
فایل ورد 33 ص
دسته بندی | معارف اسلامی |
بازدید ها | 5 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 53 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 46 |
فهرست
عنوان صفحه
چکیده ..............................................................................................................................................
مقدمه ..............................................................................................................................................
واژه شناسی ....................................................................................................................................
خودشناسی و اصطلاحات آن .....................................................................................................
تفسیر از خود بیگانگی و انواع آن ..............................................................................................
آشنا ساختن انسان با خویشتن .................................................................................................
اهمیت خودشناسی در قرآن کریم ............................................................................................
انسان و شناخت های کاذب و فریبنده ....................................................................................
انسان و خداشناسی ......................................................................................................................
ارزش و مقام انسان .......................................................................................................................
ویژگیهای انسان کامل در قرآن ...............................................................................................
خداشناسی در کلام حضرت علی (ع)........................................................................................
نگاهی به سیمای انسان کامل و ویژگیهای او از دیدگاه نهج البلاغه ................................
انسان و دشمن شناسی ................................................................................................................
دشمن داخلی .................................................................................................................................
ناکثین و شیوه حضرت علی (ع) در برخورد با آنان ..............................................................
سیمای ناکثین ...............................................................................................................................
نتیجه گیری ...................................................................................................................................
پی نوشتها .......................................................................................................................................
فهرست منابع .................................................................................................................................
واژه شناسی
درباره واژه نفس آمده است.
نفس (بر وزن فلس) در اصل به معنی ذات است. طبرسی ذیل “و ما یخدعون الا انفسهم” بقره : 9 فرموده : نفس سه معنی دارد یکی بمعنی روح ، دیگری به معنی تاکید مثل “جائنی زید نفسه” سوم بمعنی ذات و اصل همان است.
نفس در قرآن مجید نیز به چند معنی به کار رفته است .
واژه الله
الله : ] ال لا[ (اخ) خدای سزای پرستش (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه تهذیب عادل) . علم است برای ذات واجب الوجود. (متن الفه) نام خداوندی تبارک و تعالی ، اصل این کلمه الاه (= اله) بود. علم است که به معبود حق دلالت دارد. چنانچه جامع معانی همه اسماء الحسنی میباشد ، نامی ازنامهای خدا . لفظ جلاله. 1
باید دانست که در این کلمه صفت بخصوص از صفات حق تعالی منظور نیست و آن فقط علم ذات باری تعالی است ، ولی التزاما بجمیع صفات خدا دلالت میکند و شاید از این جهت گفتهاند : الله نام ذات واجب الوجودی که جامع تمام صفات کمال است و این لفظ مبارک مجموعا دو هزار و هفتصد و دو بار در قرآن مجید آمده است و پنج بار “اللهم ” و بقیه “الله” (المعجم المفرس) وجود حق تعالی و توحید قرآن تعریف نکرده است و نشان نداده است. 2
واژه عدّو
عدو : دشمن که در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار میکند “ان الکافرین کانوا لکم عدوا مبینا” نساء : 101 .
ان الشیطان للانسان عدو مبین) یوسف : 5
به قول راغب دشمن 2 جور است یکی آنکه بشخص عداوت دارد و بقصد دشمنی است مثل : “فان کان من قوم عدو لکم” نساء : 92
دیگری آن که به قصد عداوت نیست بلکه وی حالتی دارد که شخص از آن متاذی میشود چنانکه از کار دشمن ، مثل “فانهم عدو لی الا رب العالمین”
بعضی موارد از عداوت دشمنی ظاهر و از بعضا عداوت و کینه قلبی است گرچه عداوت بمعنی تجاوز قلبی است در اقرب موارد گفته : عداوت به معنی خصومت و دوری است بقولی آن اخص از بغضاء است که هر عدو مبغض است و گاهی آنکه دشمن نیست مبغض است.3
در آیه “و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان” مائده 20 : عدوان چنانچه از راغب نقل شده است و در المنار ذیل آیه فوق گفته عدم رعایت عدالت در رفتار و معامله با دیگران لذا بهتر است آن را ظلم معنی کرد یعنی در گناه ظلم همدیگر را یاری نکنید.
خودشناسی و اصطلاحات آن
اصطلاحاتی که برای شناخت خود باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:
1-حیات : عالی ترین محصولی که کارگاه طبیعت تولید میکند ، این پدیده با قطع نظر از ماهیت شگفت انگیزی که دارد ، دارای مختصات عمومی و روشنی است که آن را از سایر اجزاء عالم طبیعت مشخص مینماید. مانند احساس ، لذت و الم ، آماده نمودن محیط برای زیست تولید نسل ، مقاومت در مقابل عوامل مزاحم و .. همه جانداران در این پدیده مشترک میباشند.
2-جان : مانند خمیر مایه حیات برای جانداران است ، یا حیات در چهره احساس ملایم و ناملایم جان نامیده میشود.
3-خود : عامل مدیریت حیات است که تنظیم روابط حیات را با محیط طبیعی و با سایر موجودات پیرامون خود بعهده میگیرد.
4-من : از آنهنگام که خود مورد آگاهی قرار میگیرد و میتواند از “جز خود” تفکیک شود. من و خود باعتبار ابعاد و کیفیات مختلف ، با توصیفات گوناگونی متنوع میگردد ، مانند من اجتماعی ، من برتر ، من طبیعی ، من ایده آل، من مجازی و من حقیقی …
5-روان : اصطلاحی است برای آن حقیقت واحد درونی که دارای فعالیتها و خواص و نمودهای مخصوص میباشد که در علوم گوناگون روانی مورد بحث و تحقیق قرار میگیرند.
بنظر میرسد که تفاوت چهره من و روان در وضع پویایی روان است که عبارت است از تحرک دائمی و دگرگونی مستمر که در من حکمفرما است. اگر اولین استعمال کنندگان این اصطلاح باین معنای پویایی من توجه داشته و آن را روان اصطلاح کردهاند ، توجهی فوق العاده با ارزش داشتهاند. جلال الدین مولوی در توضیح اندیشه و امعان که بمعنای دقت در تفکر است ، چنین میگوید:
چیست امعان ؟ چشمه را کردن روان چون ز تن وارست گویندش روان
6-روح : جنبه عالی روان که وابستگی آن را به جهان مافوق طبیعت محسوس نشان میدهد ، روح نامیده میشود. البته دو اصطلاح روح و روان گاهی بطور مترادف بجای یکدیگر هم بکار برده میشوند.
7-ذات : اصطلاحی است دارای معنای عمومی که در مقابل جهان عینی بکار میرود و اغلب مترادف با ماهیت است.
تفسیر از خود بیگانگی و انواع آن
از خود بیگانگی عبارت از فقدان خود یا بعضی از عناصر خود ، در مجرای تاثر از عوامل ربایندهای که دست به کار میشوند و انسان را از خود بیگانه و محروم میسازند. با نظر به قرار گرفتن خود در مجرای دگرگونیها و مورد آگاهی یا مجهول بودن آن ، هشت معانی مختلفی را برای “از خود بیگانگی” مطرح میگردد.
الف) جهل و ناآشنایی با خود
متاسفانه “از خود بیگانگی” به این معنا با نظر به عوامل فردی و تربیتها و انگیزههای اجتماعی و محیطی با انواع گوناگونش اکثریت چشمگیر انسانها و در برگرفته است.
هیچ ایده ئولوژی و مکتبی مادامی که نتواند آیینه صیقلی شدهای برای شناساندن خود انسانها به دست بگیرد و سپس بایستی ها و شایستیها خود را عرضه نماید ، کار قابل توجهی انجام نخواهد داد.
با این حال چگونه میتوان “از خود بیگانگی” ناشی از خود ناآشنایی را از قلمرو انسانی ریشه کن کرد ؟
حیات آدمی این مختص شگفت انگیز را دارد که همواره بمقدار حد اکثر توانایی در معرفت که فلسفه بنیادین هستی او را روشن بسازد باضافه تعهد در آن مقدار از معرفت “آشنایی با خود” پیدا کرده و از درد “از خود بیگانگی” نجات پیدا میکند. بارقههایی از حیات همواره افق حیات را بآن اندازه که میدان تکاپو برای کمال را باز کند ، روشن میسازد.
ب) خودباختگی (خود را در دیگران دیدن)
این نوع “از خود بیگانگی” از دو پدیده اساسی ناشی میگردد :
فایل ورد 46 ص
دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
بازدید ها | 5 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 29 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 46 |
گفتیم که هدف آموزش آسان کردن یادگیری است.یادگیری را میتوان به راههای گوناگون تعریف کرد.کسب اطلاعات و اندیشههای تازه، عادتهای مختلف،مهارتهای متنوع و راههای گوناگون حل کردن مسائل همچنین یادگیریها میتوان بصورت کسب رفتار و اعمال پسندیده یا حتی کسب رفتار و اعمال پسندیده یا حتی کسب رفتار و اعمال ناپسند نیز تعریف کرد ، پس یادگیری حوزی بسیار گسترده ای شامل می شود .
با این حال معروفترین برای یادگیری این است : یادگیری به فرایند ایجاد نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است ، گفته می شود و نمی توان آنرا به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری ، خستگی ، یا داروها پدید می آید نسبت داد .
ویژگیهای مهم یادگیری عبارتند از : 1- تغییر 2- تغییر نسبتاً پایدار
3- تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری 4- تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری بر اثر تجربه .
ویژگیهای ورودی عاطفی
ویژگیهای ورودی عاطفی نشان دهنده انگیزش یادگیری یا همان علاقه به درس است . همه می دانیم که علاقه به درس دقت کوشش و پشتکار یادگیرنده را افزایش می دهد و در نتیجه بر یادگیری او تأثیر مثبت دارد ، بنابراین کوشش در بالا بردن سطح علاقه یادگیرنده یکی از تدابیر آموزشی معلم به حساب می آید .
آنچه که تعیین کنندة ویژگیهای ورودی عاطفی یا انگیزش دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع تازه است تصورات او از موفقیتها یا
شکست هایی است که در گذشته از موضوعهای تازه کسب کرده است .
به عبارت دیگر تصور یادگیرنده دربارة موفقیت یا شکست در یک تکلیف یادگیری مبتنی بر تجاربی است که وی از آن تکلیف یا تکالیف مشابه آن به دست آورده است،اگریادگیرنده معتقد باشد که در گذشته تکالیف مشابهی را با موفقیت انجام داده است احتمالاً با تکلیف بعدی نیز با نوعی عاطفة مثبت برخورد خواهد کرد .
در مقابل اگر اعتقاد داشته باشد که در تکالیف مشابه گذشته با شکست مواجه خواهد شد . این عواطف مثبت یا منفی ابتدا مشخص و محدود به درسهای خاص گسترش یابد و تا آنجا وسعت می گیرد که تمام دروس آموزشگاهی را شامل می شود .
راههای مقابله با مشکل کمبود انگیزش یادگیری :
مشکل کمبود انگیزش یادگیری دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری موضوعهای تازه ناشی از شکست های پی در پی قبلی در درسهای مشابه درس جدید است . بنابراین بهترین راه رفع این مشکل این است که سطح رفتارهای ورودی شناختی و در صورت لزوم سطح رفتارهای ورودی روانی ـ حرکتی دانش آموزان را بالا ببریم و کیفیت آموزش را نیز بهبود ببخشیم ، این اقدامات سبب افزایش یادگیری و کسب موفقیت از سوی دانش آموز در درسهای تازه خواهد شد این کسب موفقیت باعث می شود که یادگیرنده به تدریج به تصوری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری آموزشگاهی دست یابد . اگر این جریان در چندین واحد یادگیری ادامه یابد از تصورات منفی دانش آموز نسبت به توانائیهایش در رابطه با یادگیری مطالب آموزشگاهی کاسته
می شود و بجای آن تصورات مثبت تری در این مورد کسب خواهد کرد که این خود علاقه و انگیزه یادگیری او را افزایش می دهد .
آنچه که در بالا گفته شد بهترین روش ایجاد علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درسی است . علاوه بر این روش کلی ، روانشناسان ترتیبی شیوه ها و فنون دیگری را کشف کرده اند که با توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد .
فایل ورد 46 ص
دسته بندی | حسابداری |
بازدید ها | 14 |
فرمت فایل | |
حجم فایل | 99 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 5 |
خلاصه فصل هفتم کتاب نظریه ها و تحقیقات حسابرسی تالیف دکتر جواد رضازاده با عنوان ارزش گزارش حسابرسی
شامل:
واکنش بازار به گزارش حسابرسی
گزارش حسابرسی درباره صورت های مالی
گزارش حسابرسی درباره کنترل های داخلی
مبادلات اشخاص مطلع در بازار
گزارش حسابرسی و تصمیم گیری استفاده کنندگان
و شامل
نکات کلیدی این فصل.
دسته بندی | حسابداری |
بازدید ها | 13 |
فرمت فایل | |
حجم فایل | 87 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 7 |
خلاصه فصل ششم کتاب نظریه ها و تحقیقات حسابرسی تالیف دکتر جواد رضازاده با عنوان کمیته حسابرسی
شامل:
کمیته حسابرسی
ساختاری
اندازه شرکت
اهرم مالی
سایر عوامل نمایندگی
موسسات حسابرسی بزرگ
کاهش مسئولیت قانونی اعضای هیات مدیره
تاثیر کمیته حسابرسی بر فعالیت حسابرسی
انتخاب حسابرس مستقل
حق الزحمه حسابرسی
استقلال حسابرسی
فرایند حسابرسی و گزارشگری
کنترل های داخلی و مدیریت ریسک
تاثیر کمیته بر گزارشگری مالی
تاثیر کمیته بر عملکرد شرکت
و
شامل نکات کلیدی این فصل.
دسته بندی | حسابداری |
بازدید ها | 13 |
فرمت فایل | |
حجم فایل | 69 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 6 |
خلاصه فصل پنجم کتاب نظریه ها و تحقیقات حسابرسی تالیف دکتر جواد رضازاده با عنوان راهبری شرکت
شامل:
بسط ایده تفکیک مالکیت از مدیریت
اقتصاد هزینه معاملات
نظریه نمایندگی
نظریه های کنترل و نظارت
پاسخگویی
گزارشگری مالی
رعایت قوانین و مقررات
سهامداران
هیات مدیره
مدیران اجرایی
سهامداران اقلیت دارای کنترل
حسابرسان مستقل
و
شامل نکات کلیدی این فصل.
دسته بندی | حسابداری |
بازدید ها | 9 |
فرمت فایل | |
حجم فایل | 62 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 7 |
خلاصه فصل چهارم کتاب نظریه ها و تحقیقات حسابرسی تالیف دکتر جواد رضازاده با عنوان عرضه و تقاضای حسابرسی
شامل:
عوامل توجیه تقاضا به حسابرسی
تضادمنافع
پیامدهای تصمیمات نادرست
پیچیدگی
عدم دسترسی مستقیم
شواهد تجربی درباره عوامل موثر بر تقاضا به حسابرسی
تبیین های نظری نقش حسابرسی
فرضیه نظارت
فرضیه اطلاعات
فرضیه بیمه
کاهش ریسک
بهبود کیفیت تصمیمات عملیاتی شرکت
کسب سود غیرعملیاتی در داد و ستد اوراق بهادار با دسترسی به اطلاعات محرمانه جدید
و
شامل نکات کلیدی فصل.
دسته بندی | حسابداری |
بازدید ها | 15 |
فرمت فایل | |
حجم فایل | 45 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 4 |
خلاصه فصل سوم کتاب نظریه ها و تحقیقات حسابرسی تالیف دکتر جواد رضازاده با عنوان عرضه و تقاضای اطلاعات حسابداری
شامل
اطلاعات حسابداری
مربوط بودن
ویژگی قابلیت
شرکت هاب سهامی خاص و عام
افشای اجباری و اختیاری
اهداف گزارشگری مالی
متقاضیان صورت های مالی
سهامداران فعلی بالقوه
مدیریت در مقام تهیه کننده و استفاده کننده
اعتباردهندگان
کارکنان
دولت و نهادهای قانونگذار
سایر اشخاص ذینفع